Machine transcription
جلد دوم
۵۱۹
کتاب شهادة
الشاهد به ويصير كالبرهان لمراره وينبغي القبول ولذا
قال الزيلعي رح لو برهن على اقرار الشهود انهم لم يحضر و المجلس الذي كان
فيه الحق يقبل (بحر رائق) و در نوع دهم از کتاب بزاريه از فصل سوگند دادن ذکر شده
اینکه طعن گفت مدعی علیه در شاهد باینکه بدرستی این شاهد دعوی میکرد همین عاداً
برای خود و قصد کرد مدعی علیه باین طعن سوگند دادن شاهد را سوگند داده نمیشود
آن شاهد را و اگر مدعی علیه گذرانید شاهد انرا بآن طعن قبول کرده می شود پس انا
بر این حکم ہر طعنی که قبول کرده می شود بنزد وجود شاهد ان سوگند دادن بآن طعن نیست
نیز دنا بودن شاهدان نه بر شاهدان و نه بر مدعی و آیا قبول کرده می شود تار کردن
شاهد بآن طعن و آن اقرار او میگرد دمانند شاهد گذرانید مدعی علیه بآن طعن یا نه ندیده انا حکیم
را در کتاب و مشاید که قبول کر دیشود آن تار او ازین جهت گفته است زیلعی رحمه الله
که اگر شاهدان گذرانند با قرار شاهدان که بدرستی ایشان حاضر نبودند در ان مجلسی که
حق در ان بود قبول کرده میشود المدعی علیه اذا اقام البينة ان شاهد المدعى
محدود في القذف فالقاضي يسأل لشهود من حده هكذا في الاصل وأن
قال حده قاضي كورة كذا فالقاضي هل يسأله في اى وقت حده لم يذكره
محمدرح في الاصل وفي كتاب الاقضية ان القاضي يسأله ليعلم
انه هل كان قاضيا في ذلك الوقت كذا في المحيط (عالمكيرى)
وقتی که مدعی علیه شاهد آن گذرانید باینکه بدرستی شاهد مدعی حد زده شده است
در قذف پس قاضی بپرسد از شاهدان مدعی علیه که کدام کس حد زده است اورا
همچنین ذکر شده است در کتاب مبسوط و اگر مدعی علیه گفت که حد زده است او را
او هر شخصا حد شر
على هدى كوره
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
