Machine transcription
جلد دوم
۴۵۸
کتاب الشهادة
میشد تا و ان کبیر را ازان دو شاهد پس اگر تا وان گرفت از برادر پس او رجوع نکند
بر هیچکسی و اگر تا وان گرفت ازان دو شاهد رجوع کنندایشان بر برادر او همچنین ذکر شده
است در کتاب محیط سرخسی رح رجل اقام البينة على دار في يد رجل انها كانت
لابيه مات وتركها مير اثاله ثم ادعي انه اشتراها من ابيه لا يسمع
دعواه ولو ادعى اولا الشراء من ابيه ثم ادعى الميراث عنه
قبلت بينته (قاضيخان ) مردی گذرانید شاهدان را بر ایکه
در دست مردمی بود که بدرستی این سرای از پدر من بود که مرده است و میراث گذاشته است
آنرا برای من بعد ازان دعوی کرد که بدرستی خریده بودم آنرا از پدر خود شنیده نمیشود دعواش
و اگر دعوی کرد در اول خریدن آنرا از پدر خود بعد ازان دعوی کرد میراث را از پدر خود قبول
کرده میشود شاهدان او ومن اقام بينة على دارانها كانت لابيه اعارها
اوا و دعها الذي هي في يده فانه ياخذها ولا يكلف البينة
انه مات وتركها ميراثاله ( هدايه ) و کسیکه گذرانید شاهدان را برائی
که بدرستی این سرای از پدر من بود بعاریت داده بود آنرایا امانت گذاشته بود آنرا بکسیکه آنسرا
در دست اوست پس بدرستیکه مدعی میکیرد آن سرای را و تکلیف داده نمیشود شاهدان را
باینکه بگویند که پدر مدعی مرده است و سرای را میراث گذاشته است برای او
وان شهدا وانها كانت في يدفلان مات وهي في يده جازت الشهاد هدايه )
و اگر شاهدان گواهی دادند که بدرستی آن سرای در دست فلان بود که او مرد در حالیکه
آن سرای در دست او بود رواست گواهی این شاهدان در باره ثبوت ملک
آن فلان و ان قالو الرجل حي نشهد انها كانت في يد المدعي
فایده
شاهدان گذرانید که این سرای از
پدر من است نزد ذوالید
عاریت یا امانت است مطبقت
بجز نیست
علی القوم
مرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
