Machine transcription
جلد دوم
۴۵۶
کتاب الشهادة
ولا ضمان على الشاهدين للاول ولا يغرمان للثاني شيا (عالمگیری)
دو مرد گواهی دادند برای مردی که بدرستی این مرد برادر مرده است از مادر و پدر او وارث او
نمیدانیم مر آن مرده را وارثی غیر از او پس قاضی حکم کرد برای او بعد ازان آن شاهدان گواهی دادند
برای دیگری که بدرستی این مرد پسر آن مرده است قبول کرده نمیشود گواهی ایشان ایشان تاوان ده
میشوند برای پسر آن مالی را که برادر مرده گرفته است آنرا و اگر این دو شاهد گواهی دادند برای دیگری که بدرستی
این مرد برادر آن مرده است از مادر و پدر او و وارث اوست نمیدانیم مراو را وارث دیگر غیر از این
برادر و غیر ازان برادر اول او قبول کرده میشود گواهی ایشان و شریک میشود برادر دوم با برادر اول
در میراث و نیست تاوان بران شاهدان برادر اول و تاوان دار نمیشوند آن شاهدان برای
برادر دوم چیزیرا شهد شاهدان ان فلانا اخو الميت لابيه لا نعلم له
وارثا غیره و قضى و شهد آخران للاخرانه ابنه ينقض القضاء الاول
ول بالوراثة للاول ضرورة فان كان المال قائما في يده دفع الى
الابن وان ها لكا فللابن الخيار ان شاء ضمن الاخ وان شاء ضمن الشاهدين
فان ضمن الاخ لا يرجع على احد وان ضمن الشاهدين رجعا على الاخ
كذا في محيط السرخسي (عالمگیری) گواهی دادند دو شاهد که بدرستی فلان
برادر مرده است از پدر و مادر او نمیدانیم مر آن مرده را وارثی غیر ازان فلان و قاضی حکم کرد
بان و ششهده ی دادند دو شاهد دیگر برای مرد دیگر که بدرستی این مرد پسر مرده است می شکند
آن حکم اول که بوارث بودن اول شده بود از روی ضرورت پس اگر آنمال موجود بود
در دست آن مدعی اول و هلاک نشده بود داده میشود بآن پسر و اگر آن مال هلاک شده
بود پس مر آن پسر را اختیار است اگر رضای او میشد تاوان گیرد از برادر و اگر رضای او
بیجا رفتیم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
