Machine transcription
جلد دوم
۲۸۹
کتاب الشهادة
پس است مر مدعی را این گفتن پس گردانیده میشود مدعی علیه خصم او و همچنین ذکر شده اس
در فتاوای قاضیخان رجل فی یدیه عبد وادعی رجل انه اشتراه من ذالید
وذو اليد يجحده فجاء المدعى بشاهدين شهدا انه باعه منه
ولا ندری اهو للبایع ام لا جازت شهادتهما ولوجاء المد بشاهد
فقالاً للقاضي العبد لنا باعه المدعى عليه من هذا المدعى
فان القاضی يقضى بشهادتهما للمدعى كذا فى الظهيرية (عالمگیری)
مردی در دست او غلامی بود و دعوی کرد مردی دیگر بر او که خریده ام این غلام را
ازین ذوالید و آن ذوالید منکر بود از فروختن خود پس آورد مدعی دو گواهان را که گواهی
دادند بر اینکه ذوالید فروخته است این غلام را برای مدعی و نمیدانیم که آیا غلام مرتان
فروشنده را بود یا نه روامیشود گواهی ایشان واگر مدعی دوگواه آورد پس گفتند گوا
مر قاضی را که این غلام از ماست فروخته است آنرا مدعی علیه براین مدعی پس
بدرستیکه قاضی حکم کند بگواهی آن گواهان برای مدعی همچنین ذکر شده است در کتا
ظهيريه امة فى يد رجل وابنتها فى يد غيره فجاء رجل واقام البينة
على الذى فى يديه الجارية ان الجارية له وقضى القاضى بالجارية
لا يكون للمقضى له ان يأخذ الابنة بذلك القضاء وبمثله لوان
رجلاً فى يده نخلة وتمرتها في يد غيره جاء رجل واقام البينة على الذى
فى يدة النخلة وقضى القاضى له بها كان للمقضى له ان يأخذ الثمرة
بذلك القضاء هكذا ذكر في المنتقى كذا في فتاوى قاضیخان (عالمگيري)
کنیزکی در دست مردی بود و دختر آن کنیز در دست دیگری بود پس آمد مردی گذشتن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
