Machine transcription
جلد دوم
۲۸۸
كتاب الشهادة
در ان درختهای خرمایا درختهای دیگر باشد سرای ست وقتیکه شاهدان بیان نکردند در جهان
آن درختانرا که ازکدام کس است پس قاضی حکم کند برای مدعی بزمین و تابع زمین میکرد د درختان رمان
و دیگر درختان و همچنین وقتیکه شاهدان گواهی دادند که بدرستی حلقه این انگشتر و یا این شمشیر مدفلانرا
و ذکر نکردندنگین انگشتر و زیور شمشیر را که از کیست پس قاضی حکم کند بشمشیر با زیور و بانگشتر با نگین برای
مدعی بغیر از اینکه باشد آن زیور و نگین چیزیکه گواهی داده شده بآنها تا انکه اگر شاهدان گذرانید
آن کسیکه گواهی داده شده بر او که بدرستی که این نگین و زیور مراست قبول کرده میشود شاهدان
او خواه قاضی حکم کرده باشد بآن نگین و زیور برای مدعی یا نکرده باشد همچنین ذکر شده
در فصول عمادی رجل دعي دارا قبل رجل فقال المدعى عليه ليست فى
يدى فاقا م المدعى بينة فشهد وا ان الدار فى يد المدعى عليه
وفى ملكه قال يسأل القاضى المدعى فان قال كما شهدوا
انها فى يده وفى ملكه فقد اقر بالدار وان قال صدقوا انما
فى يده ولا اصلحهم انها فى ملكه فلم ذلك فيجعل المدعى عليه
خصما كذا فى فتاوى قاضيخان (عالمگیری) مردی دعوی کرد سرائی را
بر مردی پس مدعی علیه گفت که آن سرای در دست من نیست پس گواهان گذرانید
مدعی و گفتند آن گواهان او که بدرستی آن سرای در دست مدعی علیه و درملک
اوست گفته است امام محمد رحمة الله علیه که بپرسد قاضی از مدعی پس اگر گفت مدعی
که همچنانست که گواهان گفته اند که سرای در دست مدعی علیه و در ملک اوست پس بتحقیق که اقرار
کرد مدعی بآن سرای برای مدعی علیه و اگر گفت مدعی که گواهان راست گفتند که سرای در دست
مدعی علیه ست و راستگو نمیکنم ایشان را در اینکه گفته اند که سرای در ملک مدعی علیه ست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
