Machine transcription
جلد دوم ۱۷۵ کتاب شهادة
عند ابی یوسف رح فرد شهادته فعاتبه الخليفة وقال لم
رددت شهادته قال لاني سمعته يوما يقول للخليفة انا
عبدك فان كان صادقا فلاشهادة للعبد وانكان كاذبا فكذلك
لانه اذا لم يبال في مجلسك بالكذب فلا يبالي في مجلسي
فعذره الخليفة وزاد في فتح القدير بعده والذى عندى
ان رد ابی یوسف رح شهادته ليس لكذبه لان قول الحر
لغيره انا عبدك انما هو مجاز باعتبار القيام بخدمتك ولكن رده
لما يدل عليه خصوص هذا المجاز من اذلال نفسه وطاعته لاجل الدنيا
فربما يضر هذا الكلام اذا قيل للخليفة فعدل للاعتذار بامر يقرب
من خاطره (تكمله) والحاصل فيه ان ترك المروة مسقط للعدالة (فتح القدير)
و قبول نمیشود گواهی کسیکه بسیار سوگند میکند در سخن خود اگرچه در سخن راست باشد زیرا که دلیری کردن
او بران خواهش میکند بی باکی او را بکارهای دین و قبول نمیشود گواهی کسیکه مجازفه میکند در سخن خود
و معنای مجازفه سخن گفتن است بغیر از اندازه شرع روایت کرده شده است که فضل پسر ربیع وزیر
خلیفه هارون الرشید گواهی داد نزد امام ابو یوسف رح پس رد کرد امام ابو یوسف رح گواهی او را
پس خلیفه عتاب کرد بر امام ابو یوسف رح و گفت که چرا رد کردی گواهی او را گفت امام ابویوسف
زیرا که من شتینده ام از وزیر روزی که میگفت خلیفه را که من غلام توام پس اگر درین
گفته خود صادق باشد پس گواهی روانیست مرغلام را و اگر دروغگوی باشد پس
همچنین گواهی روا نیست دروغگوی را زیرا که هرگاه که باک نکرد بدروغ گفتن در
مجلس تو پس باک نمیکند بآن در مجلس من پس خلیفه صاحب عذر دانست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
