Machine transcription
جلد دویم
۱۴۳
کتاب الشهادة
تمكت في شهادتهم تهمة الكذب (هدايه وقاضيخان) ينسبون
الى ابى الخطاب محمد بن ابى وهب الاجدع كان رجل بالكوفة
قتله عيسى بن موسى وصلبه بالكناش يزعم ان عليا هو الاله
الاكبر وجعفر بن محمد صادق الاله الاصغر (عنايه وكفايه) ويلحق بهم
صاحب الالهام فلا تقبل شهادته واما روايته فالمختار فى المذهب
عدم قبولها لانهم يحتاجون الى المحاجة فيحتاجون الى التقول الكذب
علی رسول الله صلى الله عليه وسلم (بجر) اما خطابیه پس ایشان قومی اند از حد در گذشته
گان رافضیان که اعتقاد دارند روا بودن شاهدی دادن را برای هرکسیکه تر دایشان سوگند کند
که این امر چنین است و بعض مشایخ ما گفته اند که ایشان شاهدی دادن را برای قسیمه تو نعوذ و حب
میدانند پس جایگیر دعوی ست در شاهدی ایشان تهمت دروغ و نسبت ایشان کرده میشود بابو
الخطاب محمد پسر ابو و هب اجدع که آن ابوخطاب مردی بود در شهر کوفه کشته است او را
عیسی پسر موسی و در کنیسته ها او را آویخت و آن ابوخطاب گمان باطل داشت براینکه بدرستی حضرت
علی کرم الله وجهه خدای بزرگ است و امام جعفر صادق پسر محمد باقر خدای اصغرست و پیوست میشود
در قبول ناشدن شاهدی بفرقه خطابیه شاهدی صاحب الهام پس گواهی صاحب الهام
نیز قبول نمیشود و اما روایت حدیث صاحب الهام پس قول برگزیده شده در مذهب نا قبول
شدن آنست زیرا که صاحبان الهام محتاج میشوند بدلیل گرفتن پس محتاج میشوند بناحق گفتن و دروغ گفتن
بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وتقبل شهادة اهل الذمة بعضهم على
بعض وان اختلف مللهم (هدايه) وهم اليهود والنصارى والمجوسى
اذا ضربت عليهم الجزية واعطوا الذمة (الجوهرة النيرة) بخلاف
فایده
قبول میشود
گواهی اهل ذمه
بر بعضی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
