Machine transcription
(۷۳)
( جلد اول )
( ذکر سلطنت اعلیحضرت شاه شجاع )
( سراج التواريخ )
و خیانتی خواهند کرد مسئول آن عهده ساحه را قبول نفرموده از نادم بودن حضورش عفو نموده بحکومت
کابل سرافرازش فرمود و هم درین حال محمد اکرم خان فوفل زائی وغیره خوانینکه شرف بار داشتند موقع یافته
التماس عفو وزیر فتح خان را نمودند و هم عریضه او را که مشتمل بر عفو خواستن تقصیر بخضور رسیده بود
از شرف مطالعه شاهی گذرانیده پذیرفته آمد ومحمد اکرم خان مأمور بآوردنش شده از كرشك او را آورده
شرفیاب حضور کرد و شاه دوباره نوازشش فرموده بمنصب پدرش گرامی ساخت و شهزاده محمد یونس ایالت
قندهار افتخار حاصل کرده مهر علی خان بقیابت شهزاده سرافراز گشت و خود شاه عزم آن جزم کرد که جانب
شکار پور وسندره بورد شود و هنوز پدر رکاب ننهاده بود که از عرایض خوانین کابل بگوش داد نیوش شاه
رسید که شاه محمود و دیگر شاهزادگان که در بالاحصار بالا زندانی بودند حافظانخان حارس بالاحصار
را بتعلم میر واعظ به بهانه امری نزد خودها خواسته بقتلش رسانیدند بعد دروازه بالاحصار را کشوده هر يك
از راه فرار بجائی خزیدند واز جمله شاه محمود به شبانه روز در کابل مخفیانه بسر برده بعد از راه
هزاره جات جانب فراه شتافت و دیگر شهزادگان دستگیر گشته دوباره زندانی شدند و بقول صاحب تاریخ سلطانی
شاه محمود و شهزاده کامر بواسطه علی محمد نام خیاط که در نزد شاه محمود رفت و آمد داشت شبی شاه و شهزادگان
را از محبس کشیده هريك برهسپار دیاری شده دیگران بدست افتاده وشاه محمود با آن خیاط راه فرار جانب فراه در
پیمود بهر حال اعلیحضرت شاه شجاع از شنیدن این خبر محمد اعظم خان پشخدمت را از حضور بحراست بالاحصار
و حفاظت شهزادگان مامور کابل نموده خود جانب شکار پوروسند طبل کوچ بکوفت و در حین ورود ببلوچستان
محمود خان ومصطفی خان پسران نصیر خان با ما در خودها ولشكر مستعمره مقرره بشرف تقبيل ركاب فيض انتساب
شاهی مشرف شده تحایف وهدایای شایان پیشکشیدند و از الطاف شاهانه افتخار حاصل نموده بعد کوکبه شاهی
از بلوچستان مرحلته پیماننده وارد شکار پور گشت و بوصول مال دیوانی و پذیرفتن هدایا وتعارفات مستمره
پرداخت و در نظم و نسق امورات مهمه آنجا صرف توجه نمود
ذكر شورش شهزاده قيصر وشیر محمد خان مختار الدوله
ذکر شورش
شهزاده قیصر
ومختار الدوله
چنانچه ایام روزین مختار الدوله از شرفیابی حضور و مأموریت شهزاده قیصر بحکومت کابل هريك در تلاش مذکور
شده آمد در بنوقت که شاه در شکارپور بارگاه نظم و نسق آراسته بود مختار الدوله فرصت دیده عطا محمد خان پسر
خود را بایالت کشمیر گماشته راه کابل در نوردید و از هوائی کادر سر و حسدیکه بسبب تقرب یافتن محمد اکرم خان
امین الملك در دل داشت شهزاده قیصر را اغوا کرده بمخالفت اعلیحضرت شاه شجاع برداشت و خواجه محمد خان
فوفل زائی را با بعضی از دیگر خوانین و عساکر پادشاهی که مقیم کابل بودند باتفاق شهزاده بتسخير پشاور مأمور
نمودند و گلستان خان حاکم پشاور از توجه لشکر شهزاده و مختار الدوله خبریافته با نواب حرم محترم شاهی را که در پشاور
اقامه داشتند بكوهستان خیبر فرستاد که از شعله آتش قتال بر کنار و آسوده حال باشند و هم صورت واقعه را بدیگر هوا
خواهان معروض پیشگاه حضور شاه نموده وی در حینیکه از امور مهمه سند و شکار پور فارغ شده جاده پیمای
دره غازیخان بود از وصول عرض گلستان خان و غیره بر مخالفت شهزاده و مختار الدوله آگاه کردید و از اغواء شدن
این خبر وزیر فتح خان که هم رکاب شاه و درین سفرسه لك روپیه از خزانه باو انعام واحسان شده بود روی
اخلاص برتافته فرار کرد و با سواره طایفه بارکزائی که با اردوی شاهی راه می پیمودند در قندهار برفت و مهر علی خان نائب
شهزاده محمد یونس والی قندهار او را بتسلی مطمئن خاطر ساخته نزد خویش نگاه داشت و شاه از
گریختن او هیچ اکراه در دل راه نداده دو منزل یکی کوچ داده وارد کوت و از انجادر قریه تپی واقع فاصله دو گروهی
شهر پشاور رسیده فرود آمد و خواجه محمد خان و يحيى خان با ميزائی و فیض محمد خان که از طریق خدمت شهزاده داخل
محال پشاور شده بودند از ورود کوکبه شاهی در موضع مذکور واقف گردیده روی فرار بسوی اردوی شهزاده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
