Machine transcription
(۷۲)
( جلد اول )
( ذکر سلطنت اعلیحضرت شاه شجاع )
( سراج التواريخ )
در پای مظفر آباد لنگر استقامت انداخته باعداد پیاده تفنگ دست راه عبور لشکر پادشاهی را محکم بست تا که مختار
الدوله ازین سوی در رسیده از موج آب و فوج خصم اضطراب نکرده کشتی آسا بآب درشد و بعضی از لشکریانش
از صدمه آب و برخی از ضرب گلوله تفنگ هلاك شده از آب عبور کرد و دست بشمشیر زده برسنگر مخالف حمله نمود
وکشمیریان سنگر را فرو گذاشته روی فرار بکوهسار نهاده اکثر از ضرب تیغ آبدار دلیران پیکارجان سپارشدند
ومختارالدوله پس از حصول فتح مژده آنرا معروض پیشگاه حضور شاه نموده خود با وجود کثرت برف وشدت سرما
از انجا کوچیده داخل پرگنه سوپوره شد و دو روز درنگ نموده در حین توقفش عبدالله خان بالشکر آراسته در
(۱) معقل رسیده جنك در پیوست وبعد از کشش و کوشش بسیار عبدالله خان هزیمت یافته درقلعه معقل(۱) که در پرگنه دیگر
بمعنی محکم
برای چنین روز خویش ساخته بود در آمد وشیرمحمد خان تعاقبش نموده بمحاصره اش انداخت وکار را بقلعه کیان
سخت ودشوار ساخته آخرالامر عبدالله خان از درد کلیو بدرود جهان کرده فتح قلعه میسر شد و اعلیحضرت شاه رقم حکومت
کشمیر را بنام عطا محمد خان بن شیرمحمد خان مذکور که از کابل بحکومت کشمیرش مأمور فرموده بود اصدار نموده
خودش را بازای خدمتی که بپای رداز راه نوازش بحضور طلبید واو از سبب شورش شهزاده کامران که در پینوقت
بقندهار کرده بود از آمدن بحضور ابا نمود
ذکر فتنه
شهزاده
کامران
ذکر فتنه شهزاده کامران
( ابن شاه محمود محبوس )
توضیح این مقال اینکه شهزاده کامران که بحمایت وحمایت حاجی فیروز الدین حکمران هرات چنانچه از پیش
مذکورشد بحکومت فراه مأمور گردیده در آنجا اقامه داشت درین اوقات که اعلیحضرت شاه شجاع در پشاور
بود مصدر فتنه شده قصد تسخیر قندهار کرد و با وزیر فتح خان و دریم بارك زائی و دیگر طوایف درانی راه
برگرفته با شهزاده قیصر که بمدافعه از شهر بیرون شده بود در آویخته مغلوبش ساخت وقندهار را متصرف
گشته رحل اقامت انداخت و ایخبر سمر (۱) گردیده در پشاور باعلیحضرت شاه شجاع رسید و از انجا بعزم دفع
(۱) سمر
فتنه شهزاده راه کابل بر گرفته از منزل اول موسوم پشوت که چند روز در آنجا درنگ نمود فرامین عدیده افسانه
بمختار الدوله صادر فرموده از کشمیرش بحضور طلبید وی همچنانکه سرکشی اختیار کرده و چشم براه استیلای
شهزاده کامران بود نیامد و اعلیحضرت شاه او را بحالش گذاشته از منزل توت حرکت کرد وانگاه که بکابل رسید
بشهر فرود نیامده ده مزنك را اردوگاه ساخت وچند روز در نك کرده سامان حرب ساز نمود ولشکر فراهم کرده
سردار احمد خان نور زائی را بخلعت کران بها نواخته با سوار بسیار امر پیش رفتن نمود و با وی قرار داد که
دو منزل پیش از موکب شاهی راه پیما بوده پیشتر ترود وخود دو روز پس از مشار الیه رایات عالیات راشقه
گشا فرموده چون بغزنین نزول نمود ده روز جهت زیارت مزارات اولیای مدفونه آنجا مکث کرده محمد
اکرم خان امین الملك وسردار عبد الغفور خان فوفل زائی را بپنجهزار سوار بمعاونت ومعاضدت سردار احمد
خان که متوقف منزل قراباغ بود فرستاد که با او همعنان باشند و شهزاده از خبر آمد آمدعساکر شاهی دل ازدست
داده از قندهار فرار کرد ومژده این امر از عرایض سردار احمد خان و محمد اکرم خان وعبد الغفور خان
بسمع فیض مجمع شاهی رسیده بعد از صرف خیرات وادای فاتحه وطواف مزارات از غزنین حرکت نمود ودر
منزل شهر صفا از عرض شهزاده قیصر که مغلوب شهزاده کامران شده در مزار میان نور محمد پناهیده بود از
حال او واقف گشته سردار احمد خان را نزودی فرستاد که بحضورش آرد چنانچه مومى اليه رفته او را باعزاز
واکرام حاضر آورده مورد اشفاق شاهانه گشت و به همیشه بودن حضور مأمور گردیده هم چند نواب عالیه
والده ماجده اعلیحضرت شاه زمان بزبان عذر و الحاح التماس نمود که او را بدستوریکه بود بحکومت قندهار بر
قرار دارد و اعلیحضرت شاه نظر بخطرات وملاحظات اینکه مردم صاحب غرض او را اغوا کرده مصدر خطا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
