Machine transcription
( ۷۴۶ )
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
(۱) لحن قول كنت بر لحن (۱) قول وسوء تاویل اعتماد مکن و چون عهدی بتو لازم افتاده بكر وسع ومقاطعت از بستن آن
یعنی ترجمه يفتك آيد نقض آنرا مجوی وبدان تنكی و فروماند کی پایداری و استواری کن و کشود آن عقده وخلاص شدن
غلط برای ازان ورطه را از خدای تعالی بطلب زیرا که نفس را در بند بار مکروه صبرداشتن وامیدکشایش آنرا از خدای
قول کردن سبحانه کردن فایقتر بود از غدری که از پی آن همبایان باشی وخداوند از تو چیزی را بخواهد که درین جهان
و آن جهان اوتعالی را جواب نتوانی گفت وپرهیز از ریختن خونی که بخلاف آئین حق ریخته شود که هیچ
باعث عذاب فرمودن خدای نشود و گناه را بزرك نكند وزوال نعمت نیارد وروز کثرت را سپری نکند
چنانکه ریختن خون بندگان خدای بی روا کند وخدای درروز جزا اول حکمی که بربنده کانش راند واول
پرسشی که آغاز کند از ریختن خون بود پس بامید قوام ملک خویش ببناروا خونی کسی را مریز که همین کناه
ریختن خون ملك ترا بيمجان کند ودراساس حکم توسستی پیش آرد وباشد که زایل کند ونیست گرداند و چون
کسی را عمداً بکشی ترا نزد خدا واولی الامر عذری نماند در انکه قصاص بود واکر بخطا رفته باشد و بدست
و تازیانه زیاد زدن روی داده باشد پس ترا نخوت سلطنت و حشمت حکومت از ادای دیه مقتول وطلب رضای
ورثه آن باز نیاید داشت وحقش را باید رسانید و بترس از آنکه شیفته خود شوی وبدانچه ترا شیفته کند
اعتماد کنی و مبالغه ثنای خود را دوستدار شوی که بدین صفات شیطان را اسان دست یافته بحیله و دمش را
بیاید واکر توانی کرده باشد زایل کرده خویش را باطل کند وپرهیز از آنکه چون برعیت نیکوئی کنی منت
گذاری ویا انچه که کرده فزونتر نهاری و با خلاف وعده کنی زیرا که منت نیکوئی را باطل کند وفزون
شماری روشنی حق را دور کند وخلف وعده سبب ناخوشنودی خدا وخلق شود واصبر را پیش از وصول
(۲) طپش وقتش اختیار نکرده در انجام آن تعجیل مکن که نشان طپش (۲) بود وچون وقتش برسد خودرا بآن گرفتار
نا آرامی مکن که علامت شره (۳) باشد وچون بنا کهان امری روی دهد لجاجت را در ان مپسند وچون روی بکشاید
و بیقراری آساینش مگیر و هر امبرا در موضعش بگذار و هر عمل را درموقع آن بجای آر وا نچه که همه خلق را دران حد
(۳) شره مساوات وحق مواسات باشد تنها ازان خود مدان واز چیزی که ترا برنج افکند بچشم مبین که بسا باشد که
یعنی حرص پرده ای غفلت برداشته شود و پیش چشمت واضح و روشن کشوده گردد وداد مظلوم از تو بستانند وانصاف خلایقرا
از تو بخواهند حمیت خودرا بدست خود داشته باش وازجور وتعدى ودست درازی وتیزی زبان خویش بپرهیز
واز مبادرت غضب خودرا اندکی بازدار تا که خشمت فرو نشیند و بسرداسشت بازآئی ومالك اختیار خویش شوی
و تو ایمنی را ندانی وبدین فضیلت دست نیابی مگر انکه از بازگشت بسوی خدایتعالی بیاد آوری و اندوه باطن تو بسیار
شود وهم وغم فراوان تر افروکرد و هر آن رسم وواجب بود که همواره ازسیر وسلوك مرضية ملوك گذشته یاد آوری
و آثار محموده که بزبان رسول(ص) جاری شده و یا در قر آن ازان یادگشته است بخاطر سپرده بکار بری و بدانچه در اجرای
(٤) امور از قبیل گفتار ورفتار و کردار ازاولی الامر دیده وشنیده باشی اقتدا باو کرده اقتدایش را واجب شناسی
ماخوذ یعنی وهمۀ اموری که مسطور گشت مرعی داشته بتعمیل آنها پرداخته مساعی خودرا فرونگذاشته سیل از سر هيچيك
برداشته شده نگذری فقط واين دستور العمل که معلم همه سلاطین و دو نفر الامر بتغیر وتبديل بعضي عبارات واقتصار
(۵) و اختصار برخی کلمات ماخوذ(٤) ومقتبس(٥)از عهد نامه است که امیر المومنین علی کرم الله وجهه بمالك بن الحارث
مقتبس یعنی النخعی(٦) دروقت گسیل داشتنش بحکومت مصر داده و این پادشاه اقتفای آن حضرت را نموده كويامات فرماندهان
کسب نور
کرده شده و والیان را از قوانین سیاست و حکومت وعدالت و راه و روش بالصداق رعیت نیکو دستور العمل نهاد ورفتن
(۶) نخع سردار محمد علیخان از کابل در قندهار پس ازین درموقعش رقم میشود انشاالله تعالی ومقارن اعمال از عرض
نام قبیله واستدعای سردار نور محمد خان حکمران سابق قندهار که عریضۀ استعفای خودرا از حکومت آنجا مصحوب
از قبائل یمن محمد هاشم خان پسرش که اکنون در جمله منشیان حضوریت وغلامان پایه سرير سلطنت اعلیحضرت سراج الملة
(۷) السلاك والدين شرف اختصاص وعز انسلاک (۷)دارد فرستاده بود واز حضور اقدس بتبة منظوری یافته بسردار محمد علی
در رشته
خان بحکومت قندهار چنانچه رقم کشت مامور گردید در روز سوم ماه ذی الحجه فرمان طلب بنام او صادر شد
کشیده شدن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
