Machine transcription
(۵۲۷)
( مجلد سوم ) ( شرح سلطنت اعليحضرت امير عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
که معطل نورود ووصول حکمران جدید نکرده راه کابل برگیرد که ان شاءالله بر تو وصول وشرف نزول افکندن
این منشور ورهسپار شدن اواز آنجا وورودش در کابل بعد ازین نگارش خواهد پیوست روی از
سعادت بر
شرح خسارت پسران سردار شریف خان سیستانی تافتن پسران
شریف خان
وهمدرین ایام محمد سعید خان ومحمد علیجان پسران سردار شریف خان سیستانی که بروی امید آوردن پدر
ایشان باین دولت ومشمول عواطف خسروانه شدن وپس از چندی فوت کردن اواز پیش بشرح رفت شرفیاب
حاصل کرده وحضرت والا از فرط میهمان نوازی ووفور چاره سازی که نسبت بایشان داشت از جمله مواجب
پدر ایشان هشت هزار و سه صد و سی وسه روپیه کابلی وثلاث یکروپیه با اقطاع وافره در علاقه قطغن بهر دو تن
معین ومرحمت فرموده قرار داد که عیال واطفال ایشان را از قلعه فتح واقع علاقه چخانبور که نزدیک سیستان
متعلق دولت ایرانست حل ونقل داده در موضع حضرت امام قطغن مسکن گزین شوند با از عداوتی که با بعضی مردم
سیستان دارند مباشر ومرتکب امر خلافی نشده غبار بدنامی ونیکو مرانجامی در آئینه زیست وچهره احوال
وروزگار ایشان ننشیند و از خطا کاری ایشان دولت مسئول نگردد چنانچه در روز نهم ماه ذی الحجه سه هزار
روپیه را نقد از خزانه کابل وقراء جهت زاد راه وراحله ایشان بذل واحسان نموده فرمان بنام باج گیران
خرم واه نیز عنایت فرمود که از آنچه با خود داشته باشند باج وخراج نگیرند ومحمد علیخان برای اطمینان
خاطر حضرت والا در کابل توقف ورزیده وپنجصد روپیه دیگر جهت مصارف او از خزانه عطا شد که تا زمان
رسیدن عیال واطفالش محتاج چیزی نشود اما ایشان پاس این احسان را نکرده چون محمد سعید خان وارد
آنجا شد وجه نقدیرا که بخزانه فراه حواله برده بود گرفته و عیال و منسوبان خویش و پدر و برادرش را
برداشته باو جهیکه از خزانه کابل اخذ کرده بود در سیستان رفت ومحمد علیجان از کابل بامر حضرت والا بجانب
پشاور اخراج شد ودر خلال این احوال از عرايض وعهد نامهای سردار محمد سرور خان بن سردار سلطان اجازت حاصل
محمد خان مرحوم وسلطان علیخان پسر او وخان شیرخان برادرش بگوش عصدر نیوش حضرت والا رسید که کردن سردار
محمد سرور
خواهش اجازت آمدن از پشاور ولاهور درکابل کرده اند چون در عریضه خودها قرآن را شفیع قرار داده خان وغیره
وعهد نامه ایشان را بسوگند های غلاظ و شداد مایه تاکید نهاده بودند حضرت والا عفو تقصیر فرموده فرمان
طلب بنام ایشان نگار داده در روز سیزدهم ماه ذی الحجه بذریعه داک استمراری برای ایشان فرستاد و هم
کمشنر پشاور را ارقام واعلام نمود که ایشان را از آمدن کابل بازنداشته از آنجا رهسپار ایندیار سازد چنانچه
ایشان از وصول این حکم دلشاد واز قید عسرت آزاد گردیده در کابل آمدند
شرف صدور
ذکر صدور مناشیر هدايت واستمات یافتن فرامین
استمالت آئین
(بنام بزرگان هزاره ) بنام بزرگان
واز انبسوی چون تمهیدات واستحکامات سردار عبدالقدوس خان در باب تسخیر هزارجات چنانچه گذشت هزاره
مطبوع طبع جهان آرا گشت قبل از انکه فاتحة فتح جبال هزاره باغستان را خوانده اسمورش سدادر فرماید
در روز سیزدهم مذكور ماه ذی الحجه چهل وپنج طغرا فرمان ہدایت بنیان استمالت تبیان همه بيك عبارت بنام
بزرگان طوايف چهل وپنجگانه هزاره باغستان که اکثر باغی وبعضی اگرچه سربرخط فرمان داشتند ولیکن
فرق در عدم اطاعت باغاة نداشتند چون رسول وعلی نقی مهتران طائفه حیدر ونوشى ومير محمد زركان طائفه ميرقدم
وزوار شير على رئیس طائفه دونكه وزوار على شير بن فرض علی بهادر ومحمد بن علی اکبر بزرگان طائفه دایه
ونظر بن قایم وخداداد ابن محمد کرم وسیدومحمد مهتران طایفه خرادويك طغرا بدون تعيين اسم بنام طائفه حاجی
وهمچنین بنام طائفه قراق وجلابن كلب حسين معروف بکلی وخدابخش بن مامی بزرگان طائفة دادى وفيض الله
رئیس طایفه پشنان و پاینده محمد بن صفا اختيار مهتر طائفه محمد وجعفر بهادر بن مراد بيك بزرگ دره هوشنوی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
