Machine transcription
(٥٥٤)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
خیل قوم احمدزائی باهم فرود شدند و از آنجا چون روی بسوی منگل نهادند چهار هزار مرد بیکار مسلح
بسلاح کار زار از مردم سکنهٔ زرمت برکاب ایشان پیوستند و از آنسوی نور محمد خان بمردم منگل پیام داد
که عبدالواحد خانرا بدست و پای بسته بدوسپارند و منگلیان برای وی جواب فرستادند که تنها دزد خسارت مزدی
هستید و ما تا کنون از تنگ آنکه درین ما آمدید طریق مخالفت دولت پیش گرفته بروی سپاه پادشاهی ایستاده
شمارا بخانمان سلطنت ندادیم پس چگونه عبدالواحد خانرا که رهسپار خدمت دین و دولتست بتو خواهیم سپرد
و مقارن این سوال و جواب عبدالواحد خان نیز سه هزار مرد جرار آماده کرده عزم کرد که بالای نور محمد
خان و همراهانش تاخته وجود ایشانرا نابود سازد اما اواز نزديك شدن سپاه کابل و مردم ایلجاری زرمت
خوفناک گردیده قلعهٔ خوست را که از راه هزیمت داخل صبری شده و از آنجا دوباره بقلعهٔ مذکور باز گشته
بود درشب آتش زده بسوخت و مال و متالیکه در قلعه بود همه را با خود برداشته با همراهانش راه تیراه
بر گرفت و مردم تیراهی و وزیری که بعزم خلاص کردن بکدن ملای مردم مقبل که در خوست محبوس بود با او
همراه آمده گرفتار پیکار شده بودند از موضع سندی منگل از ووهمراهانش جدا گشته راه موطن خویش
پیش گرفته پراکنده شدند و شانزده راس قاطر که سعد و از مال تاراجی قلعهٔ خوست بار کرده جانب تیراه
رهسپار ساخته بود از عرض راه بدست گل نور و حضرت نور و محمد اکبر نامان افتاده بدربار شیرین دل خان
سپردند و او ایشانرا تحسین کرده افزائید اینکه مبادا نور محمد خان و همراهانش از راه مقاطعه در تیراه نرفته
مردم منگل را دوباره اغوا کنند نامهٔ از طرف بزرگان زرمت که باچهار هزار تن مرد خونخوار دررکابش بود
بعموم مردم منگل نگار داده و طایفهای ایشانرا بران نهاده ارسال داشت که بایشان از در صدق جواب بفرستند
که چه اندیشه دارند و از راه اطاعت و غوایت کدام يك را میسپارند و پس از وصول این نامه هفده تن
از بزرگان طوایف خجودی و ایوب خیل و میاکی و جانی خیل منگل جواب فرستادند که ما مردم مطیع امر و نهی
پادشاه اسلام و یاغیهای دولت در صدد انتقامیم فقط و همدر خلال احوال مذکوره نامهٔ مورخهٔ بیست و سوم
ماه می مطابق روز سیزدهم ماه رمضان از علیجا نواب حاکم مرو بقاضی سعد الدین خان حکمران از شکایت مردم
یهودیهٔ آنجا رسید که یهودان سکنهٔ مرو از نوشتهٔ مردم یهودیهٔ هرات که بایشان رسیده دریافتهاند که حکمران
هرات حکم نموده است که از مردم یهودیهٔ هرات را هر قدر که در مملکت دولت روس باشد خبر بدهند که اگر
تا دو ماه از راه باز گشت بخانه و جای خود رسیدند فهو المطلوب والا تمامت هستی و مملوکات ایشان ضبط و عیال
و اطفال ایشان اخراج و مساکن ایشان خراب و تاراج میشود و هرگاه این امر راست و مطابق واقع باشد پس
در طریقهٔ مملکت داری و فرمان گذاری بغایت قبیح و فضیح است و حکمران هرات بنابر آنکه این امر بواسطهٔ
سگت یعنی رقعهٔ راهداری که میباید طبع و نشر شده و مردم مملکت افغانستان که تاکنون آزادانه هر طرف
که میخواستند میرفتند این امر را دشوار خصوص یهودیهٔ هرات ناگوار پنداشته بودند در جواب او نگار داد
که این گفتار و اظهار سراسر دروغ و مانند چراغ کذب بی فروغست و امریکه از طرف دولت صادر گردیده
است اینست که تاجران و مسافر انیکه در مملکت روس و ایران وغیره میروند از محکمهٔ کوتوالی سند دولتی حاصل
کرده روند تا اگر آسیب و ضرری در ممالک خارجه یا داخله بایشان رسد دولت در صدد باز خواست شده ایذا
و آزار ایشانرا بپرسد که ایمن باشند دیگر چیزی امر نشده و نه چشم طمع دولت بسوی مال کسی باز است
و نه دست اذیتش جانب احدی دراز فقط و مقارن ایحال کرنیل حاجی گل خان از قندهار با فوج پیاده درانی
که جدید بطریق انداز قومی ملازمت اختیار کرده بودند و مبلغ يكلک و هشت هزار روپیه کابلی که حکمران
قندهار برای مواجب سپاه نظام تحت رایت جنرال غلام حیدر خان بدو سپرده بود از قندهار رهسپار شده روز
هجدهم ماه رمضان وارد کلات گردید و هم کمال الدینخان رساله دار که با صدتن سواره نظام جهت آنکه این وجه
را در اردو برساند بامر جنرال غلام حیدر خان از لشکرگاه راه بر گرفته بود در روز مذکور وارد کلات شده
بحاجی گل خان مکشوف داشت که اگر وجه را تا هنگام شام در عسکرگاه می توان رسانید خوب والا در کلات
نگاهدارد که مبادا در شب از دست اشرار که تازه فساد را در اشتعال آورده اند حادثهٔ بروی کار آید و او از اظهار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
