Machine transcription
(٥٥٣)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
رفاقت او را فرو گذاشته بطریق خدمت دولت برداشت چنانچه دوست محمد نام برادر زاده خود را بی آنکه کسی
از هواخواهان دولت او را امر کند باصدتن پیادۀ مسلح از راه خدمت و یاری دولت بمحافظت تهانۀ مذکوره
گماشت و در خلال این احوال تلاقی اشرار باخادمان دولت سعادت آثار در قلعۀ مهر دخان اتفاق افتاده جنگ سخت
رویداد و هفتاد تن از تابعان عبدالواحد خان وشش تن از پیروان نور محمد خان کشته گشته در پایان کار لشکر
عبدالواحد خان حاکم خوست مغلوب گردیده چون مردم اومی بودند از راه هزیمت جانب مساکن خویش رفتند
و عبدالواحد خان نیز فراراً داخل مردم اسمعیل خیل شده و در آنجا درنك نتوانسته دوباره در غلنك رفته
پناه گزید و سعدو با اشرار نکوهیده خو او را تعاقب نموده عبدالواحد خان را از غلنك نيز بیرون کشیده در بین
مردم موضع متون در آوردو از آنجا نیز چون او را دل از جای شده بود گریخته در بین مردم محمود خیل پناه برد
وسعد و همچنان از قفای او بآهنگ گرفتار ساختنش وارد باقر خیل و صبری شد و بتمامیت مردم اسمعیل خیل
و محمود خیل باستدعای عبدالواحد خان بدفع سعدو برخاسته باهم در آویختند و سعدو چیره دست گردید
یاوران حاکم را از پیش برداشته غائیانه روی بسوی قلعچۀ باغ که مردم شمل بمحافظت آن قیام داشتند نهاد
وقلعه را از کرد راه بمحاصره انداخته از صبح تا شام بازار گیر و دار را گرم ساخته چون گلوله و باروت قلعه
گیان تمام گشت همراهان سعدو دیوار قلعه را در شب بی آنکه از ضرب گلوله منع شوند سوراخ کرده بقهر
وغلبه داخل قلعه شدند و تمامت قلعه گیان را که دویست تن بودند از دم تیغ گذرانیده اسلحه آلات ایشانرا
بتمام غارت کردند و روز دیگر عبدالواحد خان دست و پای زده با مردم اسمعیل خیل که همراه داشت و مردم
مندو زائی قوم تنی که جدید بعزم كمك او رسیدند بمحاربه برخاسته و با هم ساز جنگ با آواز در آورده شصت تن
از تبعۀ اووسی تن همراهان سعدو از ضرب گلوله و شمشیر کشته و بخاك و خون آغشته گشتند وعاقبت الامر پای ثبات
عبدالواحد خان ویارانش لغزیده دست از جنگ کشیده پشت به پیکار داده ورو بفرار نهادند و از راه هزیمت
در موضع درك طائفۀ تنی رسیده نفس باز کشیدند و در کوهستان تنی آرمیده با مردم آنجا که چارصد تن وهمه
مسلح در نزد حاکم بودند قرار داد که مترصد و منتظر افواج قاهره بوده چون نزديك شوند بزدو دو حمله کرده
گروه اشرار را از میان بردارند اما بخلاف تدبیر ایشان عبدالوهاب خان سرتیپ و شهداد خان و عبدالمجید خان
صد باشی که از راه دیگر رهسپار گشت او شده بودند ازره نوردی ایشان نور محمد خان و سعدو خبر یافته
ودلیرا نه تاخته در وقتیکه ایشان نزديك پناه گاه رسیده بودند از کرد راه در رسیده بازار کارزار رواج گرفت
و عبدالواحد خان نیز عزم پیکار کرده بآثرة قتال از دو سو بشدت شعله ور گشت و چهار روز هنگامه حرب
بزیو استوار مانده در روز پنجم نور محمد خان و سعدو با مردم سپره خیل منگل و وزیری و تیراهی که اغوا کرده همراه
داشتند هزیمت یافته از راه کرمز جانب علاقه صبری شتافتند و بسیاری از ایشان دست گیر هواخواهان دولت
گردیده یکصد وشصت تن از جماعۀ عبدالواحد خان کشته و زخمی شدند و پس از هزیمت یافتن مخالفین عبدالواحد
خان مرد احدی از کشتگانرا بخروپیه برای تکفین و هریك از زخمداران را ده بخروپیه جهت مرهم جراحتش عطا
نموده مردگانرا دفن نمود و حضرت والا از عرایض سردار شیرین دل خان و عبدالواحد خان وغيره خادمان مقیمه
آنجا برین قضیه آگاه گشته در روز پنجشنبه نهم ماه رمضان سید اصغر خان کرنیل را باد و فوج پیاده و شش عراده
توپ از کابل مأمور رفتن خوست کرد و در روز یازدهم ماه مذکور بدستخط مبارك خویش بسردار شیریندل
خان مرقوم و مرسول داشت که احوال حاکم خوست خوب بمانا معلومست میباید هزار تن مرد جنگی از راه
امداد نزد او بفرستید که تا رسیدن لشکر کابل او را حمایت نمایند و از آنسوی سرعان محمد حسن خان حکمران
غزنین که بعزم اطفای نائرۀ شور وشین مردم بلوکی چنانچه مرقوم گشت رهسپار شده از سبب مرض پیچش شکم
از راه چورن باز مانده بود صحت یافته در روز سیزدهم ماه رمضان ره نورد منزل مقصود گشت و در روز هفدهم
ماه مذکور وارد قلعۀ باز محمد خان ترکی گردیده درنك كرد و هم درین روز سید اصغر خان كرنيل با سپاه و اتوابیکه
با خود داشت وارد قلعۀ سرخ شده سردار شیریندل خان عطا محمد خان پسر خود را در گردیز جهت انتظام مهام
ملکی گذاشته خود با ار دوی کرنیل سید اصغر خان همراه گردیده از قلعه سرخ راه آور دیده در موضع شالی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
