Machine transcription
( ٤٨ )
( جلد اول ) ( ذکر سلطنت اعلیحضرت شاهزمان ) ( سراج التواریخ )
با وجود شکست یافتن لشکرش دل از دست نداده جنگ کنان خودرا نزدیک شهزاده قیصر رسانید و کسانیکه
بدور اوقیام داشتند شهزاده همایون را نشناخته بنظر بشهزاده گی از قتل ومنعش دست باز داشته عنان عزیمت
افراشته شهزاده قیصر را تنها گذاشتند و آن سنگدل رحم گسل بشهزاده قیصر رسیده شمشیر حواله تارکش
نموده سرش را با انگشتان دستش جراحت رسانید درینوقت شهزاده احمد فرزند شهزاده همایون را گریه رخ
داده با چشم اشکبار بپدرش عرض واظهار کرد که زخم زدن باین طفل كوچك كه برادر زاده و بمثابه فرزند
شما است دور از طریقه مروت وحیا است شهزاده همایون استیلای غضب خویش را عذر نهاده از اسپ فرود
آمده او را در بغل گرفت و رویش را بوسیده جراح را امر کرد که بمرهم گذاری والتام زخم او پردازد واز
مجروح و دستگیر شدن شهزاده قیصر سردارانیکه سر گرم غارت مال واسباب وتعاقب نمودن شکستیان بودند
شنیده عنان فتح از دست داده رو بفرار نهادند واز جمله سران لشکر سردار پاینده خان بارك زائی وفتح خان
پسر او وعبد الله خان نور زائی ویحیی خان نسقچی باشی وکدوخان بارك زائی راه پشاور پیش گرفتند وشرفیاب
حضور شاه شدند دیگر سرداران وافواج شاهی همه رشته اطاعت شهزاده همایون را بگردن نهاده همرکاب او
داخل شهر قندهار گردیدند وشهزاده همایون پس از ورود در قندهار خودرا پادشاه خوانده سکه زر وخطبه
زیر منبر را بنامش جاری ساخت مقارن اینحال سردار احمد خان نور زائی که احرام بند طواف بارگاه شاهی
ومرحلة پیمای پشاور گردیده در وسط راه هرات وقندهار رسیده بود از فتنه انگیختن شهزاده همایون ودستگیر
شدن شهزاده قیصر خبر گشته با هدف جنگ شهزاده همایون راه قندهار بر گرفت وشهزاده نیز از راه مدافعه
با لشکر از شهر بیرون شده احمد خان طریق تدبیر پیش گرفته از راه دیگر وارد قندهار شد که شهر را تصرف
نماید وليكن عبد الکریم خان بن رحیمداد خان بارکزائی که از طرف شهزاده بمحافظت شهر و حراست ابواب
آن قیام واقدام داشت مانع گردیده نگذاشت که داخل شهر شود وشهزاده همایون از كاهي حال آگاهی یافته از
موضعیکه رسیده بود بجانب قندهار مراجعت کرد و در موضع کوهکران با احمد خان ولشکرش که روی بامید از
دخول شهر بر گردانیده بودند ملاقی گشته آتش حرب شعله ورشد وجنگ سخت رویداده کار بکار دوخنجر
رسید وسید خداداد فوشنجی با ملا خداداد از همراهان شهزاده ويوسف خان مهماندار باشی از پیروان احمد
خان زخم برداشته یوسف خان دستگیر شد چنانچه شهزاده همایون قصد هلاك او کرده باستشفاع سرداران جانب
دار شهزاده امان جان یافت وخود سردار احمد خان ایضاً دو زخم از ضرب تفنگچه و تفنگ برداشته از حربگاه
فرار کرد و این گریختن او از سبب آن بود که اکثر از همراهانش از قبیلۀ طوایف درانی و یا متابعان شهزاده
هم قبیله بودند مخوف اینکه مبادا او را بدست شهزاده دهند طریق فرار اختیار کرد ومسافت شش کروه اسپ
رانده از کثرت خون که از جراحتش ریخته بود مدهوش شده از زین زمین سرنگون گشت وملا حسن نام
درویش او را برداشته بخانه خویش بردوشهزاده همایون مسافت دوکروه از عقب او اسپ تاخته بی نیل مرام
مراجعت کرده داخل قندهار شده رحل اقامت وطرح حکومت انداخت و روز دیگری از بودن سردار احمد
خان در خانۀ ملای مذکور واقف گردیده طلب حضورش کرده تحت حکم قتلش نموده بعد بشفاعت سادات
وعلماء وفقراء قندهار امان جان داد واو ظاهراً بپاداش این احسان وباطناً ازبیم جان رشته اطاعت شهزاده را
بگردن نهاده پیمان مؤکد بایمان در بین قرار داد که بدون از یاری واجلاس شعاری او راه دیگر نپوید وبجز در
راستی سختی ازباب خلاف در حق شهزاده نگوید
ذکر توجه
اعلیحضرت
شاه زمان
بجانب قندهار
ذکر توجه اعلیحضرت شاه زمان
از پشاور بجانب قندهار برای دفع فتنه شهزاده همایون
اعلیحضرت شاه زمان از کردار برادرش آشفته خاطر شده بعزم تنبیه و سزایش او از پشاور برخواسته وارد
کابل شد ودرخلال این احوال بعضی از مردم قندهار از راه خفاء بشرف حضور اعلیحضرت شاه زمان می پیوستند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
