Machine transcription
(٤٩)
( جلد اول ) ( ذکر سلطنت اعلیحضرت شاهزمان ) ( سراج التواريخ )
وشاه پس از رسیدن بکابل بالشکر آراسته روی بسوی قندهار آورده بمسافت و فاصله چهل کروه از قندهار
نرسیده سردار پاینده خان ملقب بسرفراز خان بارک زائی را پیشر و سپاه خویش قرارداد وازانسو شهزاده همایون
نیز بمدافعه و خواسته سردار احمدخان را که هنوز بجراحتش التیام نیافته و در همان عهدیکه از وی گرفته و پذیرفته بود
اطمینان نموده بقراول کماشت و دیگر اعیان معتمد خویش را پیش خود نگاهداشت و بدنبال لشکر جای گزید و چون
هر دو سالار جانبین که مأمور قراولی بودند با هم ملاقی شدند سردار احمدخان که با شهزاده همایون عهد توریه (۱) نموده (۱)
بود از شهزاده رو برتافته با سردار پاینده خان نزد اعلیحضرت شاهزمان آمد و شهزاده را از بنقضیه پای ثبات توریه پنهان
لغزیده شب هنگام با معتمدین خویش راه فرار بجانب هرات پیش گرفته نزد شهزاده محمود والی آنجارفت و خبر گریختن کردن چیزی
او بقندهار رسیده زوجه سردار پاینده خان که با دلیران وقت و مردان زمان توامان بود شمشیری حمایل انداخته و بر خلاف آن
و برفع برو کشیده سوار اسب شده شهزاده قیصر را از زندان بر آورده برمسند حکومتش بنشاند الحق که آن عفیفه کردن
جلیله زاینده شجعان میدان جنگ و آورنده مردان ناموس وننگ بوده ( فرد )
زنی از بسی مرد چالاکتر بکوهن زدریا بسی پاکتر
و پس از انکه شهزاده را بمسند حکومت قندهار استقرار داد منادی را امر کرد که ندای سلطنت
اعلیحضرت شاه زمان را بگوش هوش مردم شهر و بازار برساند و در خلال این حال مهر فتحی خان داماد سردار
پاینده خان خواست که در فتنه باز کند و دست تاراج بدکا کین شهر دراز آن بانوی مشکوی عصمت و عفاف تیغ
انصاف از غلاف برآورده بزخدارش نموده پای اعتسافش (۲) را بزنجیر بست تا که با لتماس عبدالستار شاه نام فقیر او را (۲) اعتساف
از قید و زنجیر رها داد و فردای آن اعلیحضرت شاهزمان با اردویئش داخل قندهار شده فتح خان میر آخور بن سردار یعنی بکراهی
پاینده خان مذکور را بتولیت صاب تاریخ احمدی بتعاقب شهزاده گماشت و چون او از دست رفته بود مسافتی قطع کرده
بی نیل مقصود مراجعت نمود و اعلیحضرت شاه زمان منشوری بنام شهزاده محمود والی هرات اصدار فرمود که
او را روانه حضور نماید و شهزاده محمود عرضداشت نمود که ویرا از فرستادن شهزاده همایون بهانه سرد ساختت
معاف دارد و بقول صاحب تاریخ سلطانی شهزاده همایون از فراه عطف عنان جانب ریگستان کرده داخل بلوچستان
و از انجا روانه ملتان شد و اعلیحضرت شاه زمان بطرائق قندهار و محالاتی را نظم و نسق تازه داده شهزاده قیصر
پسر خود را بخطاب ولیعهدی و ایالت قندهار چنانچه بود مفتخر ساخت و حافظ شیر محمد خان مختار الدوله را
از عرایض محمود خان پسر نصیر خان بلوچ که مهرابخان دست او را از حکومت بلوچستان باز داشته خود متصرف شده
ووی عرض برد از حضور شاه گردیده بخدمتش میبه پیانه حریر ساخته فرستاده بود بالشکر مأمور بلوچستان نمود
که آنولایت را از تصرف برادر زاده نصیر خان کشیده سپرد محمود خان نماید و خود اعلیحضرت شاه زمان از قندهار
حرکت کرده وارد دار السلطنه کابل گشت و شیر محمد خان مختار الدوله داخل بلوچستان شده پس از محاربات
شدیده و قتل و جرح متعدده داخل قلات نصیر گردید و محمود خان را بمسند ایالت پدرش نصب کرده سرکشان بلوچ را
را مطیع و منقاد وی ساخت و بلوچستان را نظم و نسق داده بعد محمود خان را از راه تقیل عتبه علیای سلطنت با خود
برداشته بحضور اعلیحضرت شاه زمان آورد و وی مورد الطاف شاهانه گشته رخصت انصراف یافته در بلوچستان
رفت و بحکومت موروثی خویش پرداخته شش هزار سوار از مردم بلوچیه برای ملازمت رکاب شاهی مرتب ساخته
داخل سپاه دولت کرد و تا که زنده بود از شاهراه سلطنت و اطاعت پادشاهان درانیه عدول نمود
ذکر توجه اعلیحضرت شاه زمان (ذکر توجه)
( جانب پنجاب و انجام کار همایون از دست محمد خان بلوچ ) (اعلیحضرت)
(شاه زمان)
از گرفتاری اعلیحضرت شاه زمان با مور شهزاده همایون و غیره که مرقوم گشت گروه سکھه در لاهور (جانب پنجاب)
آتش فتنه بر افروخته خود سری آغاز کردند و وی در سال ۱۲۱۰ هزار و دویست و ده هجری لوای تنبیه
و سرزنش آن گروه بر افراشته از کابل حرکت کرد و از گذرگاه اتك عبور کرده وارد سر زمین حسن ابدال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
