Machine transcription
(٤٧)
(جلد اول) (ذکر سلطنت اعلیحضرت شاهزمان) (سراج التواریخ)
شهر را برویش بر بسته بمدافعهٔ شهزاده در پس دیوار مخالفت نشست تا که شهزاده بمحاصره پرداخته رخنه در
حصار ثبات وی انداخت چنانچه خودرا مغلوب مشاهده کرده از راه فرار داخل نارین حصار شد وشهزاده
هرات را متصرف گردیده عريضة محتوی بر عجز وانکسار نزد اعلیحضرت شاهزمان ارسال داشت ودر منزل
کشک نخود بمطالعهٔ کارکنان رکاب شاهی پیوسته از منزل مذکور عطف عنان کرده بعزم سفر هند جانب کابل
مراجعت نمود وهرات را بترحیم برادری وطریقهٔ ذوی الارحامی همچنان بشهزاده محمود گذاشت
مأمور شدن
اشرف الوزراء
در بلوچستان
(ذکر مأمور شدن شیر محمد خان اشرف الوزراء)-
( در بلوچستان برای تهدید شهزاده همایون )
چون اعلیحضرت شاهزمان درکابل رسیده رحل اقامت انداخت از عرایض واقعه نگاران بلوچستان بمسع
فیض مجمش رسید که نصیر خان بلوچ وفات یافته وبرادر زاده اش هوای آن در سر دارد که محمود خان پسر
صغیر اورا که دیگر فرزندی بجز او ندارد از بلوچستان بیرون کرده خود ریاست پردازد وهم شهزاده همایون
را اغوا نموده تحریض وترغیب میکند که تخت سلطنت تراشاید که طوایف درانیّه را فراهم آورده قصد تسخیر
قندهار نمائی واعلیحضرت شاهزمان بعد از شنیدن این خبر فوراً حافظ شیر محمد خان اشرف الوزراء را بامید
خداداد خان فوفلزایی ولشکر آراسته جانب بلوچستان نامزد فرموده امر کرد که بهر اسم ورسم وحیله وتدبیریکه
بتوانند شهزاده همایون را باطمینان خاطر داده با خود بیاورند وخودش از کابل بعزم قشلاق رام پشاور بر گرفته
درانجا رحل اقامت کشود واشرف الوزراء داخل بلوچستان شده شهزاده را تسلی ومطیوبی داده از جانب
شاه نیز تسکین در خاطرش نهاده او را همراه گرفته مراجعت کرد و در عرض راه سید خداداد خان با شهزاده
همایون در ساخته طرح مخالفت شاه بینداخت واورا بمژده اینکه تاج شاهی بر سرش گذارد ومجازه آن پس
از تقرر بر تخت سلطنت وی وزیر ومشیرش باشد اغوا کرده همداستان شدند واشرف الوزراء ازمکایده ومعاهدهٔ
ایشان خبر گشته زجر وتوبیخ هر دو تن را برعایت شهزاده کی وسیادت شان دور از صواب دانسته ظاهراً
خودرا بتغافل زده معروض پایه سریر سلطنت نمود که سید خداداد شهزاده را بتأنی و آهسته کی با خود شرف
اندوز حضور می نماید اگر اجازت باشد چاکر درگاه پایلغار وشب گیر خودرا بپایه سریر رساند زیرا که امری
در عرض راه نیست که انجام نموده آید واعلیحضرت شاهزمان ملتمس او را با جابت مقرون فرموده وی سد بیرون
شدن خودرا از مفسده حاصل نموده بر طبق حکم شاه راه تقبیل عتبهٔ علیا بر گرفت وانگاه که شرف جبهه سائی
سده سنیه عظمی در یافت اعلیحضرت شاهزمان را بر کنه معامله ومکایده شهزاده همایون وسید خداداد زبانی
آگاهی داد
رسیدن
شهزاده
همایون در
قندهار وفتنه
انگیزی او
ذکر رسیدن شهزاده همایون -
( در قندهار وفتنه انگیزی او )
چون اشرف الوزراء ازان دوتن جداشده رهسپار حضور شاه گشت ایشان باده مرام خویش را در جام
پل در کام دیده بمردم اطراف را خواسته لشکری بیار آستند و روی ستیز بجانب قندهار نهادند وازین سو
سردار پاینده خان بارك زائی با کدوخان که در قندهار بودند از عزم مشار اليهما خبر گردیده حراست شهر را
بیار محمد خان سدوزائی سپرده خود ایشان شهزاده قیصر والی قندهار را که قدم بمرحلهٔ هفت سالکی نهاده
بود برداشته لوای مدافعه افراشتند و بقول صاحب تاریخ احمدی در حین تلاقی فریقین یار محمد خان مذکور که
بقول صاحب تاریخ سلطانی بمحافظت شهر مأمور بود با٥٠٠ نچصد سوار جهت حمایت تخت رایت شهزاده قرار
گرفت و دیگران با خصم در آویخته لشکر شهزاده همایون را هزیمت دادند و دست بتاراج بنه و آغروق اردوی
او کشوده بتعاقب هزیمتیان افتادند ودران میان خود شهزاده همایون که در مقابل شهزاده قیصر ایستاده بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
