Machine transcription
(۳۱۹)
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت مستقله اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
و سردار عبدالرحمن خان که در د داودد او تبار داری بیمار مهارت تامه داشت باعدم التفات عمش نسبت بدو او
عمش را دوست میداشت چنانچه دوا وغذای او را بدست خود ترتیب داده بدیگری وا نمیگذاشت و سردار
محمد سرور خان که نسبت فرزندی با امیر محمد اعظم خان داشت در همۀ ایام بیماری او دو بار بعیادتش
رفته دیگر در جایکه فرود می شد مشغول کار خود می بود و درین منزل یکی از خدمه قدری زرد آلو حاضر
کرده امیر محمد اعظم خان میل خوردن ان نمودو چون چهار روز بود که تب او را فروهشته بود سردار عبدالرحمن خان
باطبیبیکه همراه شان بود هم چند منعش نمود نپذیرفته چند دانه فروبرد و سردار عبدالرحمن خان از ناپذیرفتن
گفته خویش آشفته گشته نزد نوکران خودرفت و از نهی دستی اسلحه خودرا فروخته صرف می نمود و در هنگام
عصر این روز باوجود آشفتگی از راه عیادت نزد عمش شده اجازت رفتن تربت عیسی خان حاصل کرد وبراه
افتاده عمش باوی قرار داد که پس از نیمروز از قناره تورد شوم واو که از مصارف دویست سوار وعدم درهم
ودینار متصبر و ناچار شده بود وارد تربت عیسی خان گشته در باغیکه حاکم آنجا ساخته و از یکسال عثمان کردیده
بطهران رفته بود نزول کرد وعمارت جانب دیگر باغ را برای عمش پرداخته خود در عمارت جانب دیگر جای گزید
ذکر اعزاز واکرام کردن حاجی حسن علی تاجر
ذکر احسان
( و وجه دادن بامیر و سردار ) حاجی حسن
علی با میر محمد
و در باغ مذکور حاجی حسن علی نام تاجر داخل شده سردار عبد الرحمن خانرا ملاقات کرده از حقیقت حال اعظم خان
وعسرت و پریشانی احوالش بخود معلوم نموده عرض پرداز شد که هر قدر وجه برای مصارف خویش بکار وسردار عبد
دارد پیش کشیده میشود واو که از ادای احسان آن مرد کریم بواسطۀ تهی دستی عاجز بود بجز از علوفۀ آدم الرحمن خان
و اسب دیگر چیزی خواهش نمود تا که روز ششم امیر محمد اعظم خان نیز رسیده در باغ فرود شد و مخارج او
و پسرش را نیز برعهده گرفته در هیچ چیز از البسه انسانی وجل وافصار وتوبرۀ حیوانی و زین ویراق مضایقه
نیکرد و آنقدر مهربانی وزر افشانی و مهمان نوازی نمود که از تاجران دیگر بلاد امکان مجای آوردن نبود
چنانچه خود سردار موصوف در روز نامۀ خویش می نگارد که تا زنده باشم منت بار احسان او بوده نمیدانم که چه
طور ادای آن خواهم کرد که شخص تاجر ناشناس از زر خویش در گذشتن و به بیگانه از وطن انفاق کردن
مقدور کسی نیست خلاصه ده روز در انجا پس برده امیر محمد اعظم خانرا از راه نکس (۱) مرض فواق (۲) (۱) نکس
عارض گشت و ده روز دیگر از راه پیمودن بازمانده تا که از شفا یافت و پسر حمزه میرزای حکمران خراسان که بضم میم عود
بدرش بغارت گرفتن ایل ترکان رفته بود از ورود ایشان در تربت عیسی خان و بیمار و ناتوان بودن امیر محمد اعظم کردن مرض
باز دوم خان آکاه گشته بذریعه تلگراف بپایه سرپر سلطنت خبر داده بعد بامر اعلیحضرت ناصر الدین شاه يك تخت
(۲) فواق
روان و بیست و چهار راس استرجهت سواری امیر معزی الیه از مشهد فرستاده یکماه دیگر نیز در تربت عیسی خان بادی که از
توقف کردند و در وقت حرکت از آنجا مخارج ایشان را با حاجی حسن علی خان محاسبه کرده سی و پنجهزار روپیه که قعر معده
معادلست باهفت هزار تومان ایران بمیزان رفت و پس از قطع حساب حاجی موصوف را با خود همراه گرفته وسینه بیرون
جانب مشهد ره نورد شدند و روز ششم وارد تپه سلام شده تعظیم قبه منوره امام رضا رضی الله عنه را بتقديم أيد و بفارسی
رسانیده چون نزديك شهر مشهد رسیدند صد سوار زرین کمر از فراشان حضرت امام رضا (رض) باشش رأس اسپ هيك هنك
عربی زین ویراق مرصع و دو کالسکه که یکی خاصۀ جلال الدوله پسر ثقة الدین شاه و دیگری مال حشمةالدوله حمزه گویند
میرزای حکمران خراسان بود از راه مهمان نوازی و پذیره پیش آمده باعزازواکرام تمام بشهر درآوردند و بقرب
شهر پسر حشمة الدوله باهزار سوار باستقبال بیرون شده مراسم پذیره بجای آورد و چون داخل شهر گردیدند یکدسته
فوج پیاده نظام با دوموزيك خانه در خیابان مقابل ارك دولتی سلام رسمی ادا کردند و داخل ارگ کشته سه
روز مهمان حضرتی بوده بعد از طرف دولتی مخارج شاهانه برای ایشان میدادند و پس از ده روز حمزه میرزای
حشمةالدوله عم ناصر الدین شاه از ترکتاز ترکان بازگشته امیر محمد اعظم خان وسردار عبدالرحمن خان وسردار
محمد سرور خان و چند تن از بزرگان همراهان ایشانرا بمیهمانی در جای خویش دعوت کرده بعد از صحبت دوستانه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
