Machine transcription
( ۳۲۰ )
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت مستقله اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
وصرف طعام بمنزل خود بازگشتند و روز دیگر حمزه میرزای حشمة الملك ببازدید ایشان آمده و ملاقات مشفقانه
کرده مراجعت نمود وسردار عبدالرحمن خان که از روز ورودش در مشهد بومیه زیارت امام رضا (رض) مشرف میشد
امروز پس از معاودت حشمة الملك بزیارت رفته چون بازگشت دبیرالملک که متولی باشی روضه مقدسه بود او را
در خانه خود بمهمانی برده مراسم احترام بجای آورد وبعد از توقف پانزده روز در مشهد سردار عبدالرحمن خان
را تب عارض شده بعد از سه روز شفایافت و از راه بازدید نزد حشمة الدوله شتافت و با او مشوره اظهار کرد که
عزم دارم براه دره گز و طزن و اور گنج جانب بخارا شوم و او جوابش را موقوف بامر و اجازه ناصر الدین شاه داشته
بذریعه تلگراف از حضور او اجازت طلبید و پس از مراجعت از نزد حشمة الدوله و گذشتن سه روز حشمة الدوله
او را نزد خود خواست از امر ناصر الدین شاه آگاهش کرد که میباید در طهران رفته پس از ملاقات و دیدار شاه
اگر خواسته باشید رهسپار ترکستان شوید و او در جواب گفت که از مشهد جانب بخارا رفتنم نیکوتر است زیرا
که اگر از طهران رهسپار مملکت ترکستان شوم روشن میگردد که از چنان پادشاه بزرگ مرادش حاصل
نشد که راه مملکت دیگر بر گرفت واگر از دیگر بلاد امیدم برنیاید و از راه التجا روی بطهران نهم و بقصد
توسم بام دولت ایران پست نشود زیرا که در افواه سمر گردد که دولت ایران نیز مثل دیگران اعانت نکرد و این
کلمات را گفته بمنزل خویش مراجعت نمود و پس از دو روز دیگر باز حشمة الدوله اش خواسته از امر شاهش
آگاه کرد که اگر وارد طهران شوند با نشو نما او را بمنزله فرزند خویش میدانم و هر وقت که بیایند دولت ایران
خانه خود ایشانست وسردار عبدالرحمن خان سفارش عذر خواستن خودرا از ناصر الدین شاه بحشمة الدوله کرده
یکتن راه بلد از نزد او با خود گرفته با عمش امیر محمد اعظم خان وداع نمود
ذکر سرگذشت سردار عبدالرحمن خان
( در عرض راه مشهد و بخارا )
چون سردار والا تبار از مشهد بیرون شده بعد از شش روز وارد دره گز گشت اللهیار خان دره گزی
با هزار سوار پذیره اش کرده مقدمش را بغایت گرامی داشته نيك بنواخت و نامه حشمة الدوله را که جهت سفارش
او بآن شخص راه شناس داده بود باللهیار خان سپرد واو پس از مطالعه نامه مذکوره سردار رفیع مقدار را
بیرون قلعه دره گز در باغ خوش آب وهوائی فرود آورد و از آدمیت خویش و سفارش حشمة الدوله بسیار اکرام
و احترامش نموده یکماه مهمانی او را نگاهداشت هر قدر زحمتی که از دست عمش امیر شیر علیخان و یهودن کوهها
و بیابان کشیده بود عوض آن ازوی عزت و راحت دید وبعد از انکه قافله تاجران ترکانیه که در سالی دو دفعه مال
التجاره آورده بدره گز میفروختند و از انجا متاع ایرانی بار کرده می بردند وارد شدند سردار عبدالرحمن خان
که در مدت مذکوره از همین سبب نگاهداشته بود که با ایشان همراه کند تا از سارقین ترکمان آزار واذیت نه بیند
با تاجران همراه کرده او زبك سردار و محرم سردار و آرتق سردار را از تاجران طزن سفارش نمود که او را
در اور گنج رسانند و خود نیز با هزار و پانصد سوار تا منزل ابیورد با سردار عبدالرحمن خان همراهی نموده از راه لطف
آباد و قلعه خسرو وارد ابیوردش کرد و در شالی زارهای مردم آنجا که همه را آفت رسیده مرغهای بسیار فراهم
شده بودند صید زیادی افکنده چون از ابیورد گذشته با الله یار خان وداع کرد میش - و ارغواهش خود او از همراهانش
تاطزن با خود گرفته ره نورد شد و تمام شب باهم قطع مسافت کرده با مدادان بجنگل کنار رودخانه طزن رسیده
فرود شدند و چون مردم آنجا در موسم خربزه و هندوانه طالیزها سکونت اختیار کرده بجز خربزه و هندوانه
چیزی دیگر ندارند که بخورند و اینوقت موسم رسیدن پالیز بود که ایشان وارد کشته مانند همان مردم گذرانی
کرده روز دیگر بطزن نزول کردند و مجوز از سبب آنکه اسپ بیای سردار عبد الرحمن خان لنگ شده بود
در انجا توقف نمودند و در ایام درنك برای مصارف راه ریگستان گندم از جاهای دور خریده روز ششم طریق
اور گنج بر گرفت و ارتق سردار ترکمان از جمله سه تن سردارانیکه الله یار خان با او همراه کرده بود در خانه
ذکر
سر گذشت
سردار عبد
الرحمن خان
در راه بخارا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
