Machine transcription
(۳۱۸)
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت مستقله اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
از دیگران ناظر حسن علیخان با صفدر علیخان و برادرش که از پدر بختیری و از طرف مادر از محترمه سپاه منصور چنداول
و خادم اخلاص کیش و نمک خوار صداقت اندیش امیر شیر علیخان بودند باندیشه اینکه قوم شان گرفتار عتاب پادشاهی
(۱) یباب نشوند و خراب و یباب (۱) نگردند داخل چنداول شده سردار محمد اسمعیل خانرا کشیده با خود در بالا حصار
بروزن شتاب بردند و شب او را قسم محبوس نگاهداشته بامدادان امر اخراج او و سردار صالح محمد خان و سردار ذوالفقار خان
بمعنی خراب برادرانش از حضور امیر شیر علیخان صادر گردیده ایشیک آقاسی شیر دلخان مأمور گشت که ایشانرا بجانب هند برده
بسر حد داران دولت انگلیس سپرده مراجعت کند و او هم به تن را بعد از توقف نوزده شب در چنداول
و یکشب در بالا حصار برداشته بسرحد هند رسانیده برگشت و سردار محمد اسمعیل خان از انجا گرفته برام سوات
داخل ولایت بدخشان شد و از انجا در کولاب رفته از انجا وارد بلخ شد و در انجا از تهی دستی روزگارش تلخ گشته
از طریق اندبه شرفیاب حضور امیر شیر علیخان گردید و او دوباره از کابلش اخراج هند کرده در لاهورش فرستاد
و در انجا میبود تا که از اجل موعود فوت نمود
ذکر احداث
شهر بود
ذکر احداث شهر جدید موسوم بشیر پور
و پس از اخراج فرمودن سردار محمد اسمعیل خان سردار شیر علیخان را بایالت قندهار سرافرازی داده
شهر جدید بزرگی در جنب شمالی شهر کابل بدور پشته بی بی ماهر و سنا نهاده موسوم بشیر پورش کرده بتعمیر
آن پرداخت و موازی پنجاه قلبه زمین که مساوی از دو هزار جریب باشد برای عمارات سکنه شهر برگزیده
پشته مذکوره را محل عمارات پادشاهی قرار داد و نخست صرف خیرات و صدقات فرموده اساس حائط شهر را
اغاز نهاد و دیوار سطبری که توپ و فوج برفراز آن گردش کنند مشتمل بربروج متعدده و دروب وسیعه مرتفعه
امر افراشتن کرد و در طرف اندرون دیوار حصار بخاصه گردش فوج و توپخانه دیوان جدا گانه و جای اقامه
افواج متضمن بر بیوت کثیره معین فرموده ناظر حسین علیخان را مهتمم این کار مقرر کرد و چند تن از افسران
نظامی و بزرگان ملکی را برای تهیه اسباب تعمیر از قبیل سنك و چوب و خشت خام و پخته و آهك و آهن وغیره
بزیر دست او گذاشت و تمامت سپاه نظام را بزیر دست بنایان و معماران و نجاران و غیره مأمور کار کرده در ماه
بمجر و پیه اضافه از تنخواه ماهواره سپاهیان که هفت روپیه کاین بود اجوره قرار داد و تا پنجسال هزاران معمار
و نجار و کانکار و آهنگر و اجوره کار دیوار سمت جنوب شهر و نصف از ضلع مغربی و قدری از ضلع مشرقی
افراخته گشت و چاه بزرگی بفراز تلیکه برای عمارات شاهی اختیار کرده جهت آبادان عمارات و باغ و بوستان
حفر کرده و هنوز به آب نرسیده بود که باز ماند
ذكر
سر گذشت
امیر محمد اعظم
خان و سردار
عبد الرحمن
خان در عرض
راه برجند
و مشهد
(۲) ذخیره
در اینجا بمعنی
حوض آب انبار
است
ذکر سر گذشت امیر محمد اعظم خان
( وسردار عبدالرحمن خان در عرض راه برجند و مشهد )
و در خلال احوال مذکوره چنانچه از پیش بشرح رفت امیر محمد اعظم خان و سردار عبد الرحمن خان از
راه غربت و جلای وطن در روز پنجم ماه محرم سنه ۱۲۸۶ هزار و دوصد و هشتاد شش هجری وارد برجند شدند
و در انجا پسران امیر علم خان مقدم ایشانرا گرامی داشته اقصی الغایت میهمان نوازی کردند و روز دوم ورود
ایشان مادر امیر علم خان ایشانرا از راه میهمانی دعوت کرده مراسم انتباق و اکرام بتقدیم رسانید در روز دوازدهم
ماه محرم از برجند راه بر گرفته چون وارد شهر خرو به سر این شده آثار عمارات عظیمه دیده از ناپایداری و بی ثباتی
دنیا متأسف گشته از انجا در موضع بولسی که منزل بد هوا یست فرود شدند و مردم آنجا از رداعت و شوری آب
و هوا هريك ذخیره (۲) جدا گانه از آجر و جیر و آهك برای خود ساخته آب باران دران فراهم شده آشامیدن
شان ازان است و قبل از نزول کردن درین منزل امیر محمد اعظم خان را تب عارض گردیده یکماه از راه سپردن
باز ماندند تا که افاقه یافته عازم راه آوردن کردند و هنگام شام رهسپار گشته و چند منزل در شب قطع مسافت
و روز استراحت کرده وارد کاریز شهزاده شده در عمار تیکه شهزاده مخصوص خویش برداشته بود فرود کشند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
