Machine transcription
( ۱۲۲۳ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
رفت بتوسط ايشيك آقاسی سردار عبدالقدوس خان شرفیاب بار شده حضرت والا نظر بخدمات وقائع نكاری
او که بصداقت واخلاص بپای برده بود عرضش که استدعای اجازت آوردن اهل وعیال خودرا در کابل نموده
بپذیرفت و تنخواه شش ماه از سال گذشته اش را که نبرده بود با تنخواه شش ماه ازینسال که مجموع تنخواه
یک ساله شود برای زاد و توشه راه عیال و اطفالش از خزانه مرحمت نموده فرمان کرد كه يك محل
تخت روان با چهار راس یا بو غلام حسین خان پیشخدمت باشی سر پرست دواب و مواشی از مال دولت برای
حمل ونقل عیال او بدهد ومير محمدعمر خان قاضي باشی جلال آبادرا نگار داد که در راس بارگیر از یابوی کرایه برای
برداشتن اثقال و اثقالش در پشاور بفرستد که کرایه آنرا از خودداده مال و اسباب خود را در کابل بیاورد وهم
نایب سیرخان مأمور فروش بادام دولتی ومقیم پشاور را نوشت تا هفتصد روپیه کابلی بنام بخشش از وجوه دولت
بوی تسلیم کند ومقارن اینحال در روز دوشنبه دوم صفر المظفر بنده میرزا محمد حسن خان سر دفتر قندهار بگوش
دادنیوش حضرت والا رسید که بازرگانان آن دیار ازداد اظهار کرده خواستار شده اند که محصول جدید کوشی
پشم از صد هزار روپیه میرسد و با کر این محصول بمحمد کریم خان بیپاره ضابط و سر حد دار بندر پشین کنتل شده داده
و رسید گرفته شود از حزم و احتیاط اینکه مبادا وجه دولت ضایع وتلف گردد دور است و اگر چنانچه محصول را
(۱) کیش
بامید هند خود بازرگانان در خزانه قندهار تحویل کرده رسید حاصل نموده این رسید را بمحمد کریم خان تفویض
خوی و عادت
کنند ورسید رسیدازوی حاصل نمایند اقرب باحتیاط است و حضرت والا این خواهش بازرگانان را پذیرفته فرمان
و دین و
قبولیت فرستاد و هم درینوقت از حضور رعایت دستور حضرت والا در باب زکوة دواب ومواشی مردم بادیه نشین مذهب و تير
صحرا گرد ییلاق گزین که در زمستان از راه قشلاق پیشی در ممالک سرحدیه رو نهایند بستانند از هر ییلاق کیشی (۱) در و غیره
داخل مملکت رفت و آمد دارند قاضت حکام و عمال محال و ضباط بنادر و معابر را جدا کانه فرمان فرستاده بهمراه يك معانی نیز
دارد و در اینجا
متو الینگار داد که مردم کوچی سکنه سرحد خارجه مثل ربابای متوطنه سرحد داخله از چهل راس کو سپند و بزچهار
معنی اول
روپیه واز هر اشتر يک روپیه واز هر دو راس اسب يک روپیه واز چهار قره ماند كاو يك روپيه واز مراد است
شش راس خر يك روپيه عمده کابلی بکار کشان اندولت بدهند والا پانهاد خاك این مملکت نشوند
و از صدور این فرامین بزرگان طائفه سلیمان خیل و بیلی از قدوم وزیری در کابل حاضر آمده پذیرای این
خراج شده بازگشتند و همدر خلال احوال مذکور ملا عبدالحکیم خان قاضی محکمه شرعیه کنر از زوجه شرح فاحشه
چنگی نامی از قوم سلیمان خیل را بخود رام کرده از وصالش کام حاصل کرد وزوجه مذکوره از زنای قاضی کاری قاضی
بارور گشته چون زمان نهادن حملش نزديك شد نزدشاه محمد خان حاکم کنر از وعامل آنجا و مفتی محکمة شرعية كنر از
او گون و میرزا محمد صادق خان نویسندۀ سردار کل محمد خان که برای امری در یکجا بهم آمده بودند رفته
ماجرا باز داشت وشوهرش را از غیرت مور اندام راست گشته از راه داد خواهی در کابل آمده شرفیاب بار
گشت و بعرض رسانیده حضرت والا در روز سه شنبه سوم صفر سردار کل محمد خان را فرمان کرد تا بانیرا
که زن چنگی نام در نزد ایشان اظهار ماجرا کرده بود با قاضی وزانیه در کابل طلبید و در میان کار که بکابل
رسیدند از گواهی دادن آنان و سر خجالت وسکوت فرو بردن قاضی هردوتن یک توال مفوض كشته بمكافات
کردار خویش رسیدند و هم درینوقت چهار ده تن از اقسقالان و منگباشیان وغیره بزرگان مردم سکنه رستاق
چون محمد سميع ومحمد صالح ـ ومحمد على بيك ـ ومحمد يعقوب ـ وميرزا عبد الخالق ـ ومحمد ظهور ـ وقربان محمد
وتر كانم بيك ـ وبای محمد ـ وملا محمد خليل ـ وملا ا ماء ـ وملا محمد جان ـ ومحمد يعقوب غير مذكور وعبدالله
که در وقت فتنه و شورش سردار محمد اسحق خان که در اضعاف واقعات اواخر سال هزار وسه صد و پنج
وتماست سال هزار و سه صد و شش بشرح رفت هواخواهی و جانفداری او اختیار کرده و پس از مغلوب و منکوب
شدن وی با اهل خود مامور اقامت غزنپن گردیده بودند عریضه نیگاز پایۀ ساریر سلطنت شده عفو تقصیر خواسته
استدعای خدمتی از خدمات دولت کردند و حضرت والا جرم بخش خطا پوش حتى نيوش عرض ایشانرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
