Machine transcription
صفحه 47
ضیاء المعرفه
نسخه 1
آورده اند که بسته اند و سه آب شده اضافه آب بندهای آن بیست رودخانه جاریست
دویم ماندہ پنیر یگویند کہ قدری پنیر از شهدی از تقریر فروز با بهار شینید
خدمت آنحضرت تقدیم شده بوده و در پہلو آب انداخته اند بقدرت حق سنگ شده برنگ پنیر و این بند کو چکتر از بند اول است کہ ہر کہ میرود بغار شنگر
قدم در عرض و ہزار و دویست و پنجاه قدم در طول است
آب بندی بندهای آن رشد میکند به بند یوم
سوئیم را بندات چاهی است که اواز چشمه
ماران میبافند و افعی زیا
مینامند در عرض ہزار و پانصد قدم در طول سه ہزار قدم بندهای کوہی کہ در عبو بند واقع است آب به بند چهارم میرسد و در تن با اشجاریز است درینجا دیده شد و ہم درین
زیر این بنده چشمه است که او را چشمه شفا مینامند ہر کہ مریض باشد از آب آن چشمه بخورد شفا مییابد و بعضی امراض خوب است
چہارم نقطه اسطوانی است کہ او را
حوض شاه مینامند
موسوم است به بند شہر کہ آنحضرت تقتیرا مر فرمودہ آن شد را ببند د سد آن هم سحر سنگی وچه کو ہی است که در پہلو آب انداخته شد در عرض ہزار و
پانصد قدم در طول سه ہزار قدم اضافه آب انزوائی آن سرشار میکند به بند پنجم
پنجم شهر به بند غلامان است در عرض
با سنگهای السی پیوسته
طول و قمت بقدر بند چهارم است و از آنجهت بند غلامان گویند که زطرف شمس سه بند در بنجارو کا مشغول کا بودہ حضرت شیر انا اما
در سور این چند که بخر خضرو
مرخص و آزاد فرموده ببندای مجاز هستند
در مقام بند های مدنعه انواع و اقسام ماهی دیده شده کرد آبہائے ہولناک در وسط ہر کیست که آب آن
مشهور و سفر توالت بعضی
محل عبث کجا میرود و جریان فاصل آب این بند ها تقریباً پنجمه زروعه زراعتی افغانست این کمیت ہزار زروغ زرعتی متداولی ایران استان پیشتر میتوان بعق تقصیر دیدند
نقط برج میشود و پر حواله طرف مشرق بسمت مغرب در دو تا سه فرسنگ میان دره عبوری نماید که دو طرفش کوہہا سر بفلک است و او رادره محض عقل را باید تقید به
کجا مرتق بیایی عجایب از ایجاد
بیندا میر مینامند درخت و اشجار میوه و طرف رودخانه ندا آن آب مشروب میشود وقتی از آن دره خارج شهر بیابان آب بمیان وی سیات اولیا قابل شد طور دیگر
بخش آمد که انگشت می آید و بسیار مزارع این ناحیه به آن آب مشروب دحبت میشود در مقابل قلعه کشک او آب و دها نه بطرف شمال جریان
متصور نمیشود و همین دلیل
دلیل بر شبه تمه مو لف
دارد و سمت ترکستان از کشک میرود اما تا چهارده فرسنگ تمام در جزیره پرستان عبورا نیز دو خانه است و شیر بسار و رودخانه جات بر جمیع ناحیه عجایب خاله
اطراف ہر چہ فاصل آب شده بدین رو د بزرگ ملحق میشود تا بنجا که ترکستان از یک حصه بند افغانستا می میرسد و در آن نقطه ہمہ جائے پیشته
میشود
پہلو ان رو دخانہ بسته از هریکه بر از مزارع خود جدا میکنند و اول بند آن رو دخانہ بنجا کہ ترکستانی در نقطه بنخ آب است و امالی آن دارا ،
یکیتران رو د خانه ان
نه ہشت تنظمی میباشد و بعد از آن ہر پرسنگ یک بند بسته میشود و نہر ہنکئی از این رودخانه ها را در نقاط موسوم پیچه نهرتر کستان قسمت
توابع بلخ آب میباشد
در عذاب سر حد ہرات
میشود
درمیان انجزه ارا پرستان راه زار کونه بسطایع درام ارارات میند در حد با وی د ر ا ا ک ه ه برا پرستاری
و نواحی سر حدات ترکستان کم بوده دوازده ہزار خا نوار از صحرانشینان پر جو جمع کرده او آورده اند بنواحی پرستان تقسیم نموده اند بر یکاری
جاریست
آنصفحات بہز ارخا نوار جای داده اند فیر نیز از غلام آزاد کرده حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام پر در اطراف بند پر ساکن بوده آنها رایهم و اینها را با سلاح ع
بزراره میگفت یعنی از جمع آن ہز ارنفر د اینها راہم کر آوردہ اند ہزاره الها گفتند اند از نجیبت موسوم بنہارہ شدند و چون ہر ہزار خانو ار شیایع
ندره می نج زبر حیات
کہ رہی بطرف پر
غلات کن اطراف بند شیشه ملی تماس بودند اینجا ہم بدان طریقه و عقیدہ در آمدہ اند اما در عهدها آن پسر شتر که ہز ارخا نوار از کل و داند و کین ازینها در
ہزار یعنی مقیم پرستان بعد المود بیاد نیس بهرات آورده اند از تیم نشینی و معاشرت با طوایف اسلام ستنی این صفحات ہمہ ذہب نے دارند زمین ولایت هرات و
بسیاری در تیر ا این اینه در نواحی بارزم ران ہم سابقا مه متر شده ند ی نه هدایت یکون یا اند از جب ترانه از باباشین
اتصال دارد و
نفوس ما میداند از
۵۰۰۰ هزار نفر ست ترکستان از بلخ ام البلاد کشش بابی است کہ ہزار ہا نو دونہ اولیا و انبیا در آن خاک مدفوسند مور شتر
مشہورات نداره شیسته ها پانفر مفرد و این شهر حالی مخروبه شده سکنه بسیار ندارد و متجاوز از سه خانوار بنود بسم در یکمحله آن باقیت آما در طرف مفصل آن بزودی
آن شهریست موسوم بمدار شریف که اهالی آنجارا محل مدفن سخی شاه مردان میدانند یعنی معتقدند که حضرت کی علیہ سلم در اینجا
ثبت و ضبط است
مدفون است شہدا از به مهنا وکائل امالی بحضر نیست که اعجار نایان در بقعه مطهرش بظهور میرسد و بیشتر عاجزان شفای کور و مشل و پیکا
امراض
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
