Machine transcription
(۷)
من فراموش میکنم و برای همیشه از یاد میکشم که راه رسیدن
بتورا نمیدانم . آن لگام و آن اسپ بالداری که میتواند مرا بتو
برساند در دست من نیست . نیروی زندگی ندارم . دردل خویش
آواره و سرگردانم . منظر وسیع خیال تو در تندی آفتاب
و دقایق بیتابی در آسمان نیلگون چه صورتی بخود میگیرد؟
ای انجام دور و ای آواز بلندنی! ترا میگویم . من فراموش
و برای همیشه فراموش می کنم که درهای خانه که من دران
زندگی میکنم از هر سو بسته اند .
-٦-
مرغ اسیر در قفس و مرغ آزاد در جنگل بود . روزگاری بهم
روبرو شدند . چنین مقدر بود .
مرغ آزاد : (به آواز بلند) دوست من بيا به جنگل پرواز كنيم .
مرغ اسیر : (به سرگوشی) بیا این جا درین قفس باهم
زندگی کنیم .
مرغ آزاد : در بين سيم های آهنین قفس؟ جائیکه برای پر زدن
و بال گشودن جائی نیست ؟
مرغ اسیر : افسوس! من نخواهم دانست که در آسمان کجا
میتوان جا گرفت .
مرغ آزاد : عزیز کم! سرود های جنگل را برای .
مرغ اسیر : پهلوی من بنشین ، من گفتار دانشمندان را بتو
خواهم آموخت .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
