Machine transcription
من از کائنات می گرفتم، او بکائنات می داد. راز وصال با آنچه
آن را می جوئیم خویشتن را بامظاهر آن در طبیعت افزودن است. ماهماره
سعی می کنیم زندگی را رنگ فراق بدهیم. خود نمیرویم تا به عظمت ها
وبزرگیهای هستی یکجا شویم ومنتظر میمانیم بیایند، وهرگز نه می آیند.
بی او گمان می کردم طبیعت کامل است. با اویقین کردم که از جهانی
بی بهره بود. آنهمه روشنی ها دور از آن فروغ دوستی و آیت عشق جز سایه ای
نبود که نشان حقایق در آن معدوم شده باشد.
مثل شرق و غرب چون مثل خورشید است: چنانکه خورشید
ازشرق بر میخیزد و در غرب می آرامد، روح شرقی در راهست و روح غربی
به منزل آرامش خود نزديك شده .
جستجوی ماهنوز در آسمانیست که بالای سرما و در سرراه ما گذاشته اند
اما آن غربی این ساحه را در نور دیده وفضای دیگری را می جوید .
عشق و روح ما شرۀ یان بخود میگراید. عشق و روح غربیان از خود بیرون
می جهد. ماچون آب درخود جذب می شویم. ایشان چون آتش به جهان می زنند.
ماچون خاك برجا میمانیم. ایشان چون هواسیر میکنند.
من در قعر خود فرو می رفتم. او باروح سبك برسطح من شنا می کرد .
ما پنهان می کنیم و پنهان می شویم . ایشان آشکار میکنند و آشکار
می شوند. ماچون کوهیم که برجا می ایستیم و منتظر ماه وخورشید وستارگان
می مانیم تا بیایند ، برما بتابند و از ما بگذرند . ایشان چون
بحرند بر سر راه ما و مهر و اختران می شتابند، پرتو آنرا
در می یابند واز آن می گذرند . تصور و پندار ما در قعر دریای ما فرو می رود
ودر ته این دریا بر تخت غروری که خود زده ایم می نشینیم وبا گوهر هائیکه
از خود بعاریت گرفته ایم خویشتن را برشته های پندار میکشیم. ایشان
دردل طبیعت فرومی روند و در این اقیانوس عظیم از قطره ای گوهر می کنند
و بآزادی با آن بازی دارند .
(۳۹)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
