Machine transcription
وچشم براه وحدت مطلق ارواح انسانی و وصال حقیقی د لها نیست که
در سینه کائنات میتپد وچون خون گرم و قوی در عروق دریا های حیات
میدوند تا به بحر عظیم حقیقت آرام کنند. آن چشم و ایندل برافق هائی باز
نمیشوند که روشنائی مهر وماه آن خاور و باختر بشناسد .
اگر تفاوتی در نگاه ما موجود است مارا بهم نزدیک میسازد. چون دور شدن
لب از لب دیگر هجر ما در حقیقت سعی بهم آمدنهاست . این سعی سخن
می آفریند ، فهم و احساس را اظهار می کند و آنچه را در دلها وار واج
است بهم می رساند .
***
بدینگونه آنچه در سینه طبیعت و در دل آن شب بود بر زبان آب روان
میشد و در پرتو ماه روشن میگردید .
صحبت آنست که دو تن همدیگر را در ان در یابند . ما شرقیان با هم
می نشینیم و حرف می زنیم ، چون دولبی هستیم که از هم دور میشویم . غربیان
چون دولبی هستند که بهم نزديك میشوند . صحبت ما مظهر فراق وحرف
ایشان حرف وصال است .
ما از همدیگر فرار میکنیم ، ایشان به همدیگر نزديك می شوند .
با او ... آنهمه زیبائی چون پیکر زیبائی بود که چون نگاه را پاك بیند
خود را و برهنگی های روحی خود را نپوشد . رنگ آزرم و پاکی نگاه بر آن
پیکر جامه می آراست. سکون و حرکت آن را عشوه و کرشمه ای می بخشید
که جهان همه گان چون رامشگری دل را در آغوش می گرفت و در پیشگاه
روح می رقصید .
***
در چشمان او نگاه می کردم ، نگاهی که مردی بزنی میفرستد. نه آنکه
آن همه زیبائی ها در چشمان او بود : برای آنکه با آن چشمان بآن جهان
زیبائی آنچه را نداشت می افزود .
(۳۸)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
