Machine transcription
(٥٦٢)
و بقول منهاج سراج و دیگران خودش با در ببارش در همان خلاب فرورفت.
فخر مدبر میگوید مدتی است که چون در آن زمین جوی عمارت میکنند
یا حوض و چاهی می کنند از میان گل اسپ و مرد پوسیده وجوشن وزره
زنگ گرفته و چاک شده بیرون می آید .
بقول فرشته چون بهرام شاه از حادثه باهلیم فارغ شد حسین بن ابراهیم
علوی را بسالاری هندوستان گماشت و خود به غزنه باز گشت و پس از چندی
با غوریان در افتاد .
سوختن غزنه
چنانکه در فصول گذشته خواندیم در میان خاندان سوری و دودمان
محمودی یعنی آل ناصر و آل شنسب در روز کار محمود بزرگ و فرزندش
مسعود اختلافات مدهشی بوقوع پیوسته بود .
در وقت ابراهیم غنی نیز امیر عباس غوری در بند افتاد که شرح این داستانها
در قسمت غوریان خواهد آمد و از مبحث ما استیعاب آن خارج است .
بهر حال تا هنگام بهرامشاه مخصوصاً از دوره ابراهیم به بعد در میان
هر دو خانواد ه بظاهر روابط دوستانه موجود بود و آل شنسب در مقابل آل
ناصر خردی و احترام میکردند .
هنگامی که سلطان سوری ولایات غور و با میان را میان فرزندان قسمت
نمود به ملک الجبال قطب الدین محمد بن حسین ولایت در سار و فیروز کوه رسید
و او در صدد آن برآمد که در فیروز کوه پایتخت خود را تعمیر نماید اما در همین
آوان میان وی و برادرانش مناقشتی پدید آمد و او از برادران خشم گرفت
و به غزنی رفت .
این ملک الجبال جوانی بود در کمال زیبائی و در منتهای مروت و جوانمردی .
او دست بذل وسخا بر گشاد و مردم بدورث فراهم شد بد سخن چینان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
