Machine transcription
(٥٥٩)
زهردی آنچه کرد امسال در غزنین و در کابل
نکرد اندر عجم رستم نکرد اندر عرب حيدر
هزيمت كرد شاهی را بهم برزد سپاهی را
که حاکی بود از ان گیتی ز کاخ ایرج و نوذر
در او گرگان با دندان و دامانشان همه رویین
در او شیران با چنگال و چنگال همه خنجر
همه همزاد اسب وزین همه همر از رزم و کين
همه آشوب ملك و دين همه بنياد شور وشر
میان بسته به جنگ و كين دو لشکر بر در غزنین
از آن سو لشکر صفدر از این سو لشکر صفدر
ز بخت آمد بيك ساعت زچرخ آمد بيك لحظه
غنيمت بهر اين لشكر هزيمت قسم آن لشكر
شه غزنین گریزان شد مصافش برگ ریزان شد
عدو افتان و خیزان شد بدشت و وادی كردر
دچهارم بطن داودی زپنجم بطن محموی
ولايت بستد و بگرفت گنج وملك او بكسر
دی و بهمن زسرما بقعۀ غزنين چنان باشد
که گردد باد چون سوهان و گردد آب چون مرمر
هوا از ابر چون را یات عباسی سیه باشد
بود چون رايت مصری سپید از برف كوه و در
چو گشتی چيره برغزنی کشادی قلعهایی را
همه پر جامۀ ديبا همه پر گوهر و پر زر
به شعر فتح غزنین بنده شايد گر سر افرازد
كه شعر فتح غزنین را همی شاهان كشند از بر
بود بيشك سزا وار چنين فتحی چنین شعری
که بر خوانند و بپسندند و بنویسند در دفتر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
