Machine transcription
(٥٢٣)
دل قوی دار که اصمهان وری بشما دادم با یموتا نماز شام غارتی آوردند و همه را
می بخشیدند و متجرمالی یافتندامت و ناطق و کاغذها و دویت خانه سلطانی
کرد کردند بیشتر ضایع شده بود بسختی چند و کتابی چند یافتند و بدان
شادمانگی نمودند و نامه ها نبشتند بخانهای تر کستان و پسران علی تکین
وعين الدوله و همه اعیان ترکستان به خبر فتح و نشانهای دویت خانه ها و علمهای
لشکر فرستادند با مبشران و آن غلامان بیوفا را که آن ناجوان مردی کردند
بسیار بنواختند و امیری ولایت و خرگاه دادند و هر چیزی به ایشان خود توانگر
شده اند که اندازه نیست که چه یافته اند از غارت کسی راز هره نیست که
فراشان سختی گوید بلند تر که میگویند که این ما کرده ایم و فرمودند
تابیاد گان هزیمتی را از هر جنس که هستند سوی بیابان آموی راندند
تا به بخارا و آن نواحی مردمان ایشان را بینند و مقرر گردد که هزیمت
حقیقت است و اندازه نیست آنرا که بدست این قوم افتاد از زر و سیم و جامه
وستور وسخن بر آن جمله می نهند که طغرل به نیشاپور رود با سواری هزار
و يبغو به مرو نشیند بابغا لیان و داؤد با معظم لشکر سوی بلخ رود تا بلخ
و تخارستان گرفته آید آنچه رفت تا این وقت باز نموده آمد و پس از این تاریخ
آنچه تازه گردد باز نماید و قاصدان باید که اکنون پیوسته در آیند و کار
از لونی دیگر پیش گرفته آید که قاعدۀ کار ها آنچـه بود بگشت تا این
خدمت فرو نماند .
گردیزی این داستان را مختصر ذکری کند و میگوید :-
و چون بامداد شد همه دشت و کوه را تر کمانان گرفته بودند وزاه ها را
بر لشکر غزنی بسته - چون امیر شهید رحمت الله علیه چنان دید بفرمود تا کار
حرب ساخته کردند و لشکر تعبیه کرد و صف ها بکشیدند و تر کمانان نیز روی
بحرب نهادند همه کردوس کردوس شدند و حرب همی کردند و قومی از لشکر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
