Machine transcription
(٤٨٠)
و پنج قاصد باوی فرستادند که دو نفر آنها را سفیر از بغداد رخصت کنند
و گذارشات آنجا را به سلطان عرض نماید و سلطان بنام کرایه کش و بدک بان
چند تن را با سفیر مقرر کرد که از گذارشات سفیر در عرض راه بسلطان
جاسوسی نمایند.
قتل منجوق و حادثه خوارزم
در این اثنا واقعه قتل منجوق قاید حادث گردید و آن چنان بود که بوسهل
زوزنی رئیس دیوان رسالت آن وقت هنگامی که سلطان از غزنه به بلخ حرکت
میکرد راجع بخوارزم شاه سعایت نمود و سلطان عرض کرده بود که وی از
سلطان آزرده شده وعدت وحشمت زیاد دارد و بیم آن میرود که خوارزم را بروی
سلطان بشوراند و از فرمان دربارغزنه سر باز زند وسلطان را بران وادار کرده
بود که در نهان فرمانی بقلم خویش به منجوق قاید که در خوارزم است و از
طرف سلطان نیابت خوارزم شاه دارد صادر نماید ووی را امر بدهد که
کار التونتاش را بسازد سلطان بدون آنکه با خواجه بزرگ یا دیگر
خیر خواهان خبیر دربار این را زرا بمیان گذارد پیشنهاد بوسهل را قبول
کرده و فرمانی بخط خویش به منجوق قاید فرستاده بود و تنها عبدوس را از
این مسئله مطلع ساخته بود دیری نگذشت که روز گار پرده از این کار
بداخت و عبدوس مسئله را به ابوالفتح حاتمی و وی به ابو محمد سعدی وکیل
خوارزم شاه در میان نهاد و ابو محمد عین قضیه را به خوارزم شاه اطلاع داد .
خوارزم شاه که مردی مجرب و کار آزموده و سردار دلیر و پخته بود بهر
تدبیری که توانست بهمکاری وزیر دانشمند خود خواجه عبد الصمد منجوق را
کشت و نعش او را در اطراف شهر گردانید .
چون این خبر به بلخ رسید سلطان پشیمان شد و اندیشه مند گردید زیرا
از يك طرف حقوقی که دربار غزنه از سالها با التونتاش داشت بشکست و کدیری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
