Machine transcription
(٤٧٩)
و علاوه بر مواد متذکره فوق سفیر بغداد را گفتند تا بخليفه از جانب سلطان
باز گوید که اگر حرمت در گاه خلافت نمیبود چون لشکرها زیاد شده و ما
بزیادت ولایت حاجت مندیم ناچار قصد بغداد میکردیم و راه حج را می کشادیم
وپدر ما ما را به ری گذاشته بود تا این کار را انجام دهیم اگر او گذشته
نمی شد و ما برفتن خراسان مجبور نمی گردیدیم امروز بمصر یا بغداد می بودیم .
سفیر تمام این شرایط را قبول کرد و گفت این سخن ها همه حق است
و دیگر روز صورت عهدی را که بانست سلطان امضاء میکرد امضاء نمود .
این عهد نامه را از خود بغداد نسخت کرده بودند و خلیفه در مکتوبی که
بسلطان فرستاده بود بدان اشاره نموده بود و مطلب از فرستادن نسخت
عهد از بغداد این بود که سلطان به سوگند های غلیظی که از بغداد نسخت
کرده بودند پیمان دوستی خود را با خلیفه موکد گرداند تا مبادا
از ناحیت شاهنشاهی غزنه در بار بغداد زیانی بیند - در مکتوبی
که خلیفه بسلطان فرستاده و بیهقی اس مکتوب را در کتاب خود آورده
بعد از حمد و نعت وخبر وفات قادر بالله و بیعت مردمان بخود او سلطان را
ستوده و درباره وی گفته است که مسعود شهابیست که خامد نمی شود
و شمشیریست که زمان آنرا در نیام کرده نمی تواند و در عنوان و یراناصر دین
الله حافظ عباد الله المنتقم من اعداء الله ظهير خليفة الله و محمود را نظام الدین
كهف الاسلام و المسلمين يمين الدوله و امين المله ابى القاسم ولی امیر المومنين
خطاب نموده است و مراسلتی که سلطان بخلیفه نگاشته متضمن مطالب عهد محبت
و احترام بمقام خلافت و تاکید آن بسوگندهای غلیظی است که نسخت
آنرا از بغداد فرستاده بودند و بیهقی اصل مراسلت سلطان را نیز در کتاب
نفیس خود ثبت نموده است .
صورت عهد را به سفیر سپردند و آنرا با هدایا و طرایف و تحائفی که قیمت
آن احصا نمی شود رخصت کردند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
