Machine transcription
(٤٨١)
ساخته انگر دید و از جانبی چون التونتاش مرد دلسوز و متنفذ و کاری از دست شد
خواجه میبند که از قضا با مطلع نبود بخود پیچید و بوسهل را مالید داد سلطان را
ملتفت ساخت که اگر زود جلو گیری نشود چون التونتاش مر دی بخرد
و شجاعست فتنه بزرگ حادث خواهد شد . با لاخره در اثر پیشنهاد خواجه
چنان وانمودند که این قضیه را بوسهل کرده و وی موقع جسته و هنگامی که
سلطان را بیخود یافته بخدعه . فرمانی نوشته و آنرا به توقیع سلطان رسانیده
است . لهذا نامه استمالتی از دربار غزنه بنام التونتاش صادر شد تاوی متسلی
و مطمئن شود و همچنین سلطان امرداد تا بوسهل را گرفتند و در بند کشیدند
و اموال و عقار او را هر جا بود ضبط نمودند و بجای وی ابوالفتح رازی را رئیس
دیوان عرض مقرر کرد .
رفتن التونتاش خوارزم شاه بجنگ (علی تگین) و کشته شدن او
منهیان از بخارا اطلاع دادند که علی تگین مطمئن نیست و سر فتنه دارد
و سلطنت غزنی را مایه اضمحلال قدرت ترکان میداند و عماً قریب شری بپا
خواهد ساخت سلطان با خواجه میمندی و ابونصر مشکان استشاره کرد
تصویب کردند که خوارزم شاه استمالت شود و فوجی با وی نامزد گردد
تا بر علی تگین حمله نموده و یرا بر اندازد عبدوس با فرمان و خلعت نزد
خوارزم شاه رفت و پیغام داد که خوارزم شاه بفرمان سلطان بر علی تگین
مهیای حمله می باشد و سلطان پانزده هزار سوار به مدد او از بلخ فرستاد .
التونتاش خوارزم شاه جانب بخارا لشکر کشید علی تگین شهر را به سرهنگان
خود واگذاشته خود با لشکر گران دبوسی را قرارگاه ساخت التونتاش
به مردمان شهر پیغام فرستاد که تسلیم شوند بخارائیان که از ظلم ترکان
بجان آمده بودند بندگی کردند و شاد شدند و علاقه مندی خود را به سلطنت
غزنی اظهار کردند و گفتند : ( دیریست در آرزوی آنند که رعیت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
