Machine transcription
(٤٧١)
دار ملك خویش را ضایع چرا باید گذاشت
مر سپاهان را چرا کرده است بر غزنی گزین
لشکری دارد گران و کشوری دارد بزرگ
بلکه از دریای روم اور است تا دریای چین
هر که غزنین دیده باشد در مقام نان چون بود
هر که تازه میده بیند چون خورد نان چوین
از حبش تا کاشغر وز کاشغر تا اندلس
هر کجا گوئی ملک مسعود گویند آفرین
این جهان محمود را بود و کنون مسعود راست
نیست با اوخسر وانرا هیچ گفتار اندر ین
خانه محمود را مسعود زیبد کد خدای
که خدای خانه شیر عرین زیبد عرین
و بو حنیفه اسکافی غزنوی که از شعرای بزرگ و صریح اللهجه و حقگوی روزگار
بود و بیهقی او را بسیار ستوده و یقیناً ستا یش وی نیز در اثر همین حق گوئی او بوده است
چكامة غرای در این مورد سروده است که چند بیت آنرا در این جا نقل می کنیم:
بشهر غزنین از مرد وزن نبود دوتن كه يك زمان بود از خمر شوق او هشیار
نهاد مردم غزنین دو چشم و گوش براه زبهر دیدن آن چهرة چوگل ببهار
در این تفكر بودند كآفتاب ملوك شعاع طلعت کرد از سپهر مهد اظهار
بدار ملك در آمد بسا ن جد وپدر بکام خویش رسیده زشکر گیرده شعار
نیابد آسان از هر کسی جهانداری اگر چه مرد بود چرب دستوزيركسار
تو او ستاد نیا یی بنه از بدر ز فلك پدرچه کردهمان پیشه کن به ليل و نهار
بداد کوش و بشب خسپ ایمن از هر بد که مرد بی داد از بیم بد بود بیدار
زيك پدر دو پسر نيك و بد عجیب نبود کهاز درختی پیداشده است منبرودار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
