Machine transcription
(٤١٢)
فرخی یکی از این صحنه های جنگ را که محمود در عهد پدرش نموده
چنین تصویر میکند :
ملوك را همه بی مال کرد و دل بشکست
بر انچه کرد سر خسروان بسر خوا هان (١)
گزاف در ری چندان هزار مرد دلیر
که شوخ وار بجنگ شه آمدند چنان
دلا ورانی پر حیله از سپاه عراق
مبار زانی بگزیده از که گیلان
زپای تا سر در آهنی زده چو تیغ
گرفته تیغ بد ست و دو دست شسته ز جان
ز کوه آهن و کوه سپر گرفته پناه
وز این دو کوه قوی چون ستاره خشت روان (٢)
ملك در آمدو بالشکری کم از دو هزار
همه چو آئینه خالی ز خود و از خفتان
چو روی کرد بدان کوه و آن سپاه بدید
ندیده کوه و سپه را ز هیچ گونه کران
ز پای تاسر آن کوه مرد کاری دید
بکار زار مليك عهد بسته و پیمان
خدا یگان جهان روی را بلشکر کرد
بشرم گفت به لشکر که ای جوا نمر دان
پدر مرا و شما را بدین زمین بگذاشت
جدا فگند مرا با شما ز خان و زمان
(١) ممکن است این قطعه سر چاهان باشد که سالار در ان پناه برده بود و محمود
آنرا فتح کرد . (٢) خشت سلاحی بود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
