Machine transcription
(٤١١)
زن یافتند که مجدالدوله از آن ها سی فرزند داشت چون سلطان از وی پرسید
گفت این رسم اسلاف ماست (١) سلطان کتب قرمطیان را بسوخت و بقیه کتب
را بغز نه فرستاد و فتح ری را به خلیفه نوشت هنگامیکه سلطان درری بود بیعت بلاد
مجاور یی هم میر سید بقول ابن اثیر قزوین و ساوه نیز در این وقت گشوده گشت .
ابراهیم پسر مر زبان دیلمی معروف بسالار که حکمران ابهر و زنجان بود تمرد
اختیار کرد سلطان سپاه گران بسرداری مر زبان پسر حسن که رقیب سالار بود و به
سلطان پناه آورده بود فرستاد وی پاسرداران دیلم همد ست شده قزو ین را
استیلا کرد . هنگامی که سلطان باز گشت سالار خروج نمود و مرزبان را بشکست
و قزوین را متصرف شد اما مسعود چنانکه در فصل سلطنت او به تفصیل بنگاریم
در حیات پدر خود سالار را منهزم کرد رو لایت های مربوطه اش را مسخر نموده
و آنرا جزء سلطنت شاهنشاه بزرگ افغانستان گردانید.
مسعود از آن پس بری آمد و علاءالدوله پسر کا کو را شکست داده همدان را بکشود
و متصل آن اصفهان را در اوائل چار صد و بیست و يك متصرف شد علاء الدوله بخلیفه
بغداد توسل نموده و از وی بالحاح خواست تا به مسعود سفارش کند که دوباره او را
بصو کالت اصفهان منصوب گرداند .
هنوز این مکا تبا ت جاری بو د که شهنشاه بز ر گ یمین الدوله
وامین المله سلطان محمود غزنوی رخت بدان سرای کشید و مسعود مجبور شد برای
اشغال تخت و تاج پدر بغزنه رود لهذا سفارش خلیفه را بجا وعلاءالدوله را
به حکومت اصفهان مقرر نمود روی تعهد کرد که هر سال بیست هزار د ینار
به آئین خراج بخزینه غزنی بپر دازد مسعود ری را به حسن سلیمانی سپرده
خود عازم نیشاپور گردید (٢)
(١) ابن اثیر ج ٩ صفحه ١٥٤
(٢) کتاب دکتور ناظم ترجمه آقای امینی.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
