Machine transcription
(۷۰)
خلق را از وعظ و پند خويشتن بيدار كن
اطلبوا العلم باوشان پی به پی تكرار كن
ليس للانسان الا ما سعى تذكار كن
بر طرف از چشم مردم پرده پندار كن
با چنان وصفی که سازد برطرف از سینه زنگ
نی که گردد از خطابت قلبهای موم سنگ
تو نمیشرمی باین فضل كمال خويشتن
كو ادب بيرون قدم بگذاشته اندر علن
با هزاران جرئت اندر بین صدها مرد و زن
مدح زير دامنی كرده چنین کوته سخن
نقش سم آهو ئی یا گندم زیباست این
یا گل تر یا صدف یا گوهر یکتاست این
تو همی بايد شب و روز ای ادیب نامور
با همه اطراف خود هر لحظه اندازی نظر
از بد و نيك جهان سازی تو خود را با خبر
نی که بر خوانی افسانه از سرشب تا سحر
تار طنبورم که می نالد در ین شبهای تار
در سر هر پرده میگوید که داد از دست يار
حيف باشد اینکه بنشسته بصد ناز و ادا
پر كنى قليان خود را در لب جوی صفا
دود آنرا کش نموده پف کنی اندر هوا
بعد از آن تحریر بنمائی چنین وصف و را
دود او اندر هوا پیچیده سنبل میشود
طرفه تر برگی که بعد از سوختن گل میشود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
