Machine transcription
(٥٠)
دست و پای خویش جنبان بر حصول نان و آش
بهر آبادی ملك و قوم خود میكن تلاش
دیگران بیدار گردیده توهم بیدار شو
عالمی هوشیار گردیده تو هم هوشیار شو
مسكنت هم چارهٔ دارد مگو بیچار ه است
پیری هم دارد بخود کاری مگو بیكاره است
جاهلی هم داروئی دارد كه او را چاره است
تنبلی هم مرهمی دارد كزو آواره ست
تو مشو نومید از دربار ذات ذوالمنن
هست در عالم بهر در دی دوائی جان من
زخم ناداری ز کارو كسب بهتر میشود
درد نادانی به از علم ای برا در میشود
چیرگی غفلت زایل از فكر منور میشود
علت سقم سلیم از جهد بایر میشود
ای هیولای كهالت خویشتن را شوره ده
گر همی خواهی ترقی كار خود را زوره ده
خواب اگر كردی همیشه خوار و ابتر میشوی
تنبلی را پیشه كردی سست و بی بر میشوی
گر كبوندی را گرفتی مصدر شر میشوی
گیر كهالت را برادر گفتی بی زر میشوی
هرچه كردی حاصل آن بر تو می آید بدو
خوانده باشی گندم از گندم بروید جو زجو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
