Machine transcription
ورود موکب بندگان ما را شرف افتخار خودها دانسته خورد و بزرگ و خوانین وتایعین
امید خود را از طرف شاه محمود منقطع ساخته در خدمت گذاری و جان نثاری بندگان
ماحاضر بوده و بهمین وتیره چند مدت در خیبر گذشت و در ان فرصت شهزاده کامران در
پشاور وارده کتر در بند و چاه گیاه در آنجا مانده بسمت کابل رفت و در حین مد را جعت
عبدالواحدخان یار کثرانی را بحکومت و خواجه محمد خان قزلباش را بصر داری پشاور
مقرر فرموده در ان حال بندگان ماباخوانین خیبری مشورت و مصلحت فرموده بقدر چهار پنج
هزار پیاده خیبری تدارک اشکر نموده عازم به تسخیر الکی پشاور شدند چنانچه منزل
اول در قلعه جمرود ومنزل دویم در سنگو سر حد غلغلی نزول فر مودیم.
وقایع چهارم محاربه نمودن در سنگو با عبدالواحدخان و خواجه محمد خان
سوانح این وقایع چنان است که عبدالواحدخان بیار کثرانی و خواجه محمدخان قزلباش خبر
ورود موکب همایون ما را شنیده بی توقف با جمعیت سواره اشکر خود مقا بل شده و مجادله و مقاتله
از طرفین بر پاشد بعد از چنگ وجدال بسیار چون مردم خیبری پیاده در میدان تاب مقاومت
با اشکر سواره توپ و شالین روی هر بت نها دیده بندگان مارا چاره بی نیل مقصود و مراد
مراجعت نموده ببار بچوره خیبر نزول فرمودیم اکثر مردم فراری سبب گرمی هوا و کم یابی
آب در عرص راه هلاک شدند لیکن صد رحمت و آفرین بوفا داری مردم خیبر که بر کشتگان
خود توحه نمیکردند و غم نمی خوردند بلکه استفسار از سلامتی جمعالی بندگان ما
می نمودند چون اطلاع یافتند که بندگان اشرف سلامت بچوره رسیدند شکرانه بدرگاه کر
ساز بی نیاز بجاء آورده میگفنتد که الحمدلله پادشاه مایان بسلامت و حیات رونق افرا
شدند مقتولان ماهمه تصدق قدم بندگان اشرف با دو هريك بزبان صدق تدرح عیان بعرض
میرسانیدند که سره رکاب اشرف بسلامت باشد هیچ کینه و دانی وملالی رابخاطر مبارك راه ندهند
صد بار اگر کشته شویم واگر هزار بار خسته شویم باز هم جنگ خواهیم نمودیم که برکاب
اشرف حضرت ظل سبحانی کشته شدن خود را حیات ابدی و دولت سرمدی می پنداریم .
اثر میخانه و می نام ونشان خواهد نبود سر ما در قدم پیرمغان خواهد بود
بندگان ما اخلاص و خدمتگاری و اختصاص وجان نثاری آنه را بصدق و صفای روی و ریا
ملاحظه فرمود. عرصه بیکسال در خیبر و باره استقامت ورزیدند درین عرصه عرایض خوانین
درانی وغلامخانه وقزلباشیه متواتر بحضور سعادت ظهور رسیدند که هر گاه موکب دولت
واقبال نصب فرماید غلامان واله که پروردگان نعمت ابدی خودها است از دل و جان خدمتگذاری
بجا خواهیم آورد لهذ ابخاطر همایون ماچنین مساعث قرار یافت که هر چند خوانین خیبر
بخدمت بندگان ما اخلاص تام دارند لیکن در پنجا کاری دلخوا، وحسب مدعابر نمی آید
ازین جهت که مغرسوار ولایت در پنجا مسدود و تهیه سامان واسباب سلطنت معدوم الوجود
است بالضرور عنان عزیمت قندهار معطوف باید فرمود چرا که مردم درانی والوس افغانی
و برایا همه هوا خواه سر کار ما میباشند و باین دولت بیشتر رجوع دارند شاید بمشیت و اراد.
صمدی شاهد مقصو د بکام مراد بپیود جزم را دست آغوش در آنجا کار سلطنت بوجه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
