Machine transcription
لشکر شاه محمود و شهزاده کامران گریخته باستعلام عتبه عالیه خاقانی مشرف شدند
وصالح محمد خان اسحق زائی میر اخور باشی شاه محمود در حین گرمی جنگ برفع اثر
روی نام و ننگ کهندر شکست یافت از رود سرخ آب گذشته روبکابل فرار نمود درین
حال شهزاده کامران باتفاق فتح خان و خواجه محمد خان بر پیادگان لشکر بندگان ما که
از قوم خلیل و مهمند بوده حمله آوردند چون اتفاق در مابین ما و لشکر مذکور باغ اشپان
حایل بوده و كومك به آنها رسیده نتوانست در آنحال محمد خان هشتکری والهيار خان
باجوری که سرداران طایفه خلیل و مهمند بودند کشته شدند از وقوع این واقعه سائر [آن دو
طایفه تاب اقامت نیاورده رویفرار نهادند و از فرار کردن آنها هزیمت در تمامی لشكر
بندگان ما افتاد متی که اشکر مخالفان اطراف وجوانب این نیازمند درگاه الهی را چون
دایره پر کار محاصره کردند از آنجا که جواهر خانه وصندوق خانه در رکاب حاضر بود
لشکر مخالفان را نظر بر اموال و اسباب افتاده متوجه غارت شدند و حق سبحانه بندگان ما را
بمصداق تلف المال خلف العمر از آن مهلکه نجات بخشید چنانچه با پنجاه سوار از میدان
معرکه خودرا سالم کشیده بسمت سفید کوه عازم شدیم و از آنجا تا دو روز سختی و تعب راه
کشیده و نشیب و فراز کوه هاقطع نموده بروز سوم در میان دره قوم توری و جاجی بوده
رونق افروز گردیدیم از آنجا که مردم آنجا رعیت سرکار اشرف بودند ازین واقعه اطلاع
یافته هر يك موافق استعداد خود مهمانی و جانفشانی بجاه آورده بکمال خدمتگذاری
و هوشیاری از حد خودها گذرانیده بمحال ترکه یکی از موضع محکم خیبر است رسانیدند
و قریب بیست اسپ درین سفراز صعوبت شوامخ جبال که سیر و مرور بر آنها نهایت دشوار
و معرهبور نهایت دشوار گذار بود تاب نیاورده سقط شد غرض که پای سوار باقی مانده
بمحل مذکور رسیده بخانه سید محمد رضا سکونت ورزیدیم نامبرده آنچه لازم خدمتگذاری
و مهمانداری بود بجا می آورد بندگان اشرف ما بعوض آن يكست زين طلا با يراق مرصع
با و عطا فرمودیم مدچند روز باغوای بعضی مفسدین میخواست که علم مخالفت ونفاق برافرازد
و خود ملحق باهل عداوت وشقاق سازد بندگان ما از مافی الضمیر مطلع شده متوجه بدفع آن
عناد واصلاح آن فساد بودند که ناگاه عالیجاه محمد امین خان خیبری و یار محمد خان نسقچی باشی
سر کار و دیگر اکابر و اصاغر خیبری ورود موکب بندگان ما را در خانه سید محمدور
دریافته با جمعیت خودها هر يك برکاب خاقانی حاضر شدند و آنچه لازم اخلاص و خدمتگاری
و متابعت وجان نثاری بود مبذل و جان و صدق و ایقان ظاهر ساختند سیدمذکور صورت حال
صداقت اشتمال آنها را ملاحظه نموده آن خیالات فاسده که در باطن داشت ظاهر نساخت
بعد ها بندگان ما از آنجا کوچ نموده در دره خیبر که مکان خاص امیر محمد خان
مذکور بوده تشریف فرما شد ید چون خوانین خیبری که در جنگ اشپان برکاب
والا حاضر بودند و از قدیم الایام نیز بکمال صدق خدمتگاری بندگان ما داشتند مطابع شدند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
