Machine transcription
(٩٧)
معاندین لباس سلاح وغیره گالی عادیه پوشیده لشکر پاد شاهی را درین منزل
سنگر نشین خواهند ساخت ازینمعنی همگی صلاح بینان سر پیش اندا ختند بند گان
مافرمودند غیر قضا کار خود کرد وقدر خواهشی که داشت آشکار نمود. اکنون
بباید که امشب بنای شبیخون گذارند که این هم دلیلی که میا بیست سردار سمندر خان
وا کثر نامداران لب بپا سخ کشودند که تا امروز با قبال عدومال پاد شا هی از ضرب
شمشیر ماست که قامت ایشان ازبارغم دو تا گردیده اگر شب شبیخون بر ایشان زنیم
روشنی چراغ همت دلیران لشکر ظفر پیکر درروز پیش فروغ آفتاب عا لمتاب سلطا نی
پرتو نخواهد داشت فردا که شاهد هر جائی فلك جام بی ثبات جهان را پر از باده اجل
کرده در گردش آورد هر کس را که جرأت وحوصله اش دران مجاس گشته خوا هد
نوشید ا لقصه مقابلة دوم یوم سه شنبه بیست و دوم شهر صفر المظفر ١٢٤٥ هجری واقع
شد آنروز را بندگان ما نبض ا کبر میشمر دند کار بقتال وجدال کشید بندگان ما متخیر
که لشکری که اینچنین پرا گنده ازحد شهر کهنه شاه حسینی و چهل زینه تا کوتل مورچه
افتاده و ابواب هر کدام بیکجا مانده باشد چگو نه پیشرفت کار شود و بند گان
ما بکدام عهدائند آیت الهی حرزبازوی استقامت اناصی وادانی گردد آخر الامر همین
اختیار فرمودند که خیرالا مور اوسطها درمیانه حد رونق افروز باشند تا که بهر طرف
طمانیت حاصل و كومك واغائت واصل گردد با وجود اینچنین پرا کندگی لشکر و ابواب
گروهی از فوج کابلی که تشنه این کار زار بودند بجنگ برآمده جمعی کثیر ازان
خیره سران بی تدبیر اسیر و از آب شمشیر یلان لشکر پاد شاهی سیر گردیدند که
درقیامت هم ازدست ساقی کوثر آب نخوا هند نوشید و جمعی غفیر را سر کوی چو گان
شمشیر شیردلان معسکر سلطا نی آمده که هر کسکه دید زبان طعن بر ایشان کشید
غرض در آنروز هر حمله که سپاه کابلی و قندهاری می آورد بسیاری از ایشان را پنجه
قدر بی دست و سرو دست قضا درخت حیات از سر ایشان بدر میکرد وبقية السيف منهزم
گردیده خودرا بکنار قلعه که پایداری ایشان بیشتر ازینجهت بود میر سا نیدند و الا
در عز یمت اول میدان را چون دل خود از امید خا لی و دل خود از خون چون روی
میدان پر میکردند غرض در حمله اخیر آنچنان هزیمت برایشان واقع شد که سپاه ایشا ن
از شهر قند هار ومقزل باغ گذشت دوست محمد خان همچو برادرانش سرا سیمه ازین
حادثه داغ میگشت و قران بدست پیش هر يك زبان معذرت میگشود که ساعتی بایستید هیچ
کس سخن ایشان نمیشنود کلانان بذن اینصولت بهین برخلاف قاعده و آئین که هر چند
نرم نمکین لاریار مینوا ختند قدم اقامت برزمین نمیگذا شتند تا که رفته رفته خو د را
قریب قلعه رسا نید ند و چهار ضرب توپ مخالفان راد لیران عساکر پادشاهی بدست تصرف
آوردند و چند مهار اشتر شونك با شهکوبیان زنده و سر بریده بحضور کشید ند و چند سر
بی تنه ازسر کر دگان ایشان نیز گوی مثال آورده زیرسم ستور حضور انداختند و منادی
غیب ندای فتح و فیروزی بگوش جهانیان میرسانید و جهانیان لب از تبسم پیش نمیگشید ند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
