BrowseVāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i → page 113

Page 113

Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i · pages 1–183


Page image — the source of record

Scanned page 113 of Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i

Machine transcription

(۹۸) و هر گروه در تلاش قدم زن طریق بود که پیش از رفیق ادای تهنیت بجا آورند مردم آنسرزمین که بر شوامخ کوهها و ارتفاع بلندیها تماشا کنان بود از خوشی صدای الله الله بگوش حا ملان عرش معلی میر سانیدند دوست محمد خان خود را از کنار قلعه با ويك وقته ها ریان روز خود چون شب تاريك ديده ناموسان خود را سوار اسپان نمودند که بکشند و یا همگی را بشمشیر جهالت بکشند ناگاه از سفله پروری روزگار چشم زخم در روز کار لشکر غضنفر فر شجاعت آثار رسید که خود بخود هزیمت افتاد و هر يك از تما شائیان كه بيك سوى نشسته بودند پایگریز نهادند چون بندگان ما اینمعنی را مشاهده نمودند که فلك شعبده باز بازی دیگر در روی کار آورد و خنیاگر آسمان چنگ مراد مخالفان در چنگ گرفت آتش غم از کانون سینه بلمبرزد وطاير هوش در قفس بدن بال و پر شکست و شاهد خرد را رنگ از رو پرید که دشمن بجائی نه اینمعنی صورت از کجا نمود تا این زمان زمانه بر خط و خال سریع الزوال در ادای تهنیت میبود الا آن چگونه راه مخالفت گشود غرض که بندگان ماهر چند چوب منع پیش روی مردم سپاه بطوع و اکراه گذاشتند فایده پذیر نشد تا که جمعیت مخالفان رسید و پنجه افسوس رخت حیات منهزمان را میکشید همان تما شائیان که از هزیمت مخالفان دستك زنان و پای کوبان بودند دشمن جان این خدا زدگان گردیدند بندگان ما دیدند که کار از دست و دست از کار رفت بخاطر رسید که در اینجا ایستادن و سینه چاك كردن چه نتیجه دهد کویا خود را بدست خود هلاك كردن است بهتر آنکه عنان عزیمت را بسمت هرات گذاریم تا از سر نو کاری ساخته این دژخیم را از خانه آرزو برداريم لهذا متوكل على الله شده بجانب هرات عطف عنان فرمودیم آنروز چه روز که از یکطرف غربال فلك آ تش بیز و از یکطرف غلام وخدا متدگان پراکنده در گریز واز یکطرف غم مردم سیاه در ضمیر و از یکطرف اندوه این واقعه جانکاه گلوگیر آن منزل که صحرایش از نهایت وسعت دامن بدامن صحرای قیامت بسته و هوایش از غایت حرقت آب از چشم زمین و زمان گرفته واز سخره های شواذ عش هیون فلك از نعل ماه میخ شهاب می افکند واز باد هوا ری جبالش دلسنگ آب میگردید القصه آنروز و آنشب تخمینا باصد سوار از مقرب و دورره نورد منزل مزبور گردیده علی الصباح از دریای هیرمند عبور فرموده در نصف النهار بکاريز اسحاق زائیان بیرون از در در نخلستانی عنان عزیت کشیدیم همینکه مردم یعنی ملازمان بهر رفیق قدری از فکر آب و نان و علیق فارغ گشتند بازعنان از کف گذاشته فردايش در موضع دوستگ یعنی قلعه مددخان درانی اسحاق زائی عنان عزیمت گرفتیم مردم آنجا طریق خدمتگاری بکمال عبودیت و اخلاص شماری پیموده هنگام شام زن و جائز کوچ فرموده بهمین منوال در منازلی که طایفه درانی نشیمن داشتند ره نورد میبودیم تا که راه مقصد بیاد و پیر بز قلعه واشیر که تهیه كبير نمدها زبان شرر بود افتاد كمی از شب گذشت که ماه جهانتاب سلطانی که در محاق غم بوده در آن منزل رسید چون بموجب استدعای مردم همراه بنا بر اخذ زاد راه قدری مکث کرده شد حاکم آنجا بمحض آگاهی دست برزخرنان واشك حسرت از دیده ریزان بحضور سکندرشان مشرف گشت سیورسات

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i, page 113. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1189/113 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1189/113
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record