BrowseVāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i → page 104

Page 104

Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i · pages 1–183


Page image — the source of record

Scanned page 104 of Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i

Machine transcription

(۸۹) اندک اندک قدم پیش گذاشتند سواران مخالف از ملاحظة این بحر مواج خود را در کنار کشیده چون باد در گریز شدند علی الصباح که خسرو کیامکار زرین کلاه مهر بعزم تسخیر حصار نیلگون سپهر توسن عنان آسمانرا در مهمیز آورد و سپاه انجم و اختر از نوک رمح شعاعش رو بگریز بنده گان ما در ترتیب و نظام و درستی و انتظام لشکر کوشیده و باسباب و بوته از تند ذاکر کوچیده متصل قلعة نادری عنان دولت کشیدند که شاید فتنه جویان عرصه مملکت قدم جرات بمیدان نهند اما آن دون همتان را آنقدر پای حرکت و توانائی در بند حیرت و نامرادی مانده بود که گویا مانند نقش دیوار متصل شهر قندهار ظاهر میگردیدند تا اینکه قریب رسید که رایت زرین مهر از نصف النهار عرصه سپهر فروسو شود لهذا بندگان ما از قلعة نادری با حسن وجه که عبوش بحر خروش عنان در عنان وستان درستان میداشتند و قدم از قدم یکدیگر پیش نمی گذاشتند پیشتر بموقع که گاه انواب همدیگر میرسید حرکت فرمودند دلیران هزبر توان را طاقت طاق و همگی باتفاق زبان جرات کشودند که نمکحرآمان بی سامان را قالب تهی گردیده حتی که یارای پیش آمدن ندارند چه شود اگر حکم سلطانی شرف نفاذ یابد که رفته کالبد بیجان ایشان را از آب شمشیر بران غسل وشو داده خاک حصار قندهار را از تاختن شیر گاو بر سر این گروه نابکار بروبیم غرض آنقدر طالب این معنی شدند که سلسله منع را بکلمات ناملایم سوهان کردن گرفتند بندگان ما بملاحظه آنکه این مردم بهال دویدن یاد دارند نه افتادن آنطایفه ضاله که پشت بدیوار قلعه داده اند توپ و شهنگی و جزائر و تفنگی که دارند در برج و بارو نهاده اند هرگاه لشکر پادشاهی بتعجیل بدون تدارک رفته زیر قلعه با ایشان بیاویزند و بستیزند اکثر مردم با آلات آتشبار ایشان تلف میگردند و اگر به میانجی گیری سیر و تعمل پردازند تا که مخالفان تا رهیده اثر قدم جرات پیشتر گذارند عین مراد است والا بزودی سنگ تفرقه بر سر ایشان خواهد افتاد از بسکه بندگان ما چوب منع پیشروی لشکر جنگجوی گذاشتند همگنان را از دلشکستگی سر بر زانو شد با وجود این منع هم از گوشه واطراف یکان یکان در میدان مصاف رفته تا قریب عصر بسیاری از آدم و اسب ایشان را بعدم فرستادند و خود هم از خود سری در کوی نامرادی می افتادند آنطایفه ضاله که با لشکر خود مهتر و خر کار و رعیت و پیشه کار بازار را استاده کرده بودند قریب عصر بود که از دو طرف جمعی کثیر از ایشان اسپ تاز میدان نبرد شدند جنود نامعدود پادشاهی که عقاب وار سر بزیر بال ملال میداشتند همگی بیکبار سر کشیده باج خوشحالی افشاندن گرفتند بندگان ما یزقق و مهارا پیش آمده و هر طایفه را بجایش قرار دادند خانزادگان درانی را از طرف میمنه و سردار سمندر خان را به جانب میسره مقرر فرمودند که تا دست بهتی از آستین شجاعت رستمى بـر كـشند و پنجه شیر افگنی گریبان جرات شان بردرند غرض آنکه چنان از طرفین حمله قتال و مقابله جدال زور آورد که از خون یلان تهمتن توان آنسر زمین غرق خون و دامان واقعات شاه شجاع ( ۰۰۰۱جلد ) ب محمد صادق ح عبد الصمد نماینده مذکور محمد علی محمد هاشم رجعلی ۸ر۲ر۴۳

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i, page 104. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1189/104 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1189/104
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record