BrowseVāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i → page 105

Page 105

Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i · pages 1–183


Page image — the source of record

Scanned page 105 of Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i

Machine transcription

(۹۰) فلك لاله گون شد و خورشید خاوری دل پرخون در حصار مغرب رفته بما تم نشست و گلیم سیاه شب را بر آفاق گسترانیده راه شور و فغان را از ریختن اشك انجم است لله الحمد که بهر حمله سواران خصم بداختر را شکست و هزیمت و دلیران لشکر ظفر پیکر را فتح ونصرتروی نموده بسیاری از ایشان بضرب سیف و سنان مقتول زخمی و کشته که از اند وه ایشان همگی گریان و کمی از دلیران نصر ت نشان مجروح و مقتول گشته که از بسیار کشتن مخالفان تمامی خنده کنان همینکه روی هوا چون بخت مخا لفان تاریک گشت مجموع سوار وپیاده ایشان باريك شده درقلعه متواری شدند بند گان ما چون دیدند که مخالفین پهلوتهی کرده در قلعه رفته تحصن جستند لهذا بلشكر فيرو زى اثر حکم شد که رفته در قلعه نادری مهیا و رکاب شوند جرأت و حوصله مخالفان همین بود که روز اول ظاهر و آشکار کردند و بس بعد از ان که قریب دو ماه محصور بودند بر سبیل آشکار در کارزار نیامدهند که باینطند غرض قلعه نادری که مخیم سراقات جاه وجلال گردید هر صباح و مساء على سبيل الاستمرار بندگان مادر چمن که قریب شهر قندهار بود تشریف برده نورا فزای دیده نادیده مرد وزن میشدند تا که از هر طرف لشکر نصرت اثر سلامت كو چها کشیده سنگر ها پیش بردند آنقدر بقلعه قریب شدند که بیکدیگر سخنان فریب میگفتند مخا لغان که راه گریز بسته دیدند در وازه های شهر را غا گریز کردند تنگی اوقات ایشان بدرجه رسید که حمار پایان ایشا ن ازبی چرائی کاه دیوار خانه میخور دند اغیاب الغیاث میکردند و خود ا یشان بهوس خوشه انگور چشم بخوشه ثریا میدو ختند و از عدم قرص نان اکثری اقرص آ فتاب دل کباب میساختندو از محرومی سبزه و ریا حین بزبامین کوا کب و سبزه زار سپهر بر ین نظر میداشتند کارایشان بجائی کشید که رعایای بینوا را از شهر خارج ودست ظلم در کیسه اغنیا داخل کردند مدام در کمین میبودند که کدام وقت اشکر یان فیروزی نشان در سنگرها غفلت ورزند که ما ملخ وار حاصل امید بر چینیم از آنجا که ساری یاری حضرت باری در طبران بود اگر احیاناً این معنی سورت وقوع مییافت اکثر از ایشان فرار واظی طعمه شمشیر خونخوار میشدند چنانچه یکروز طمعی فریب ایشان نقش مراد آورده اعنی بعد زوال آفتاب دیدند که در سنگر شریف خان مهمند معدودی چند نشسته اند و چشم شان بخواب استه وقت را غنیمت شمرده همگی سوار وپیاده جنگجو و جرار خود را مجتمع ساخته از دروازه هرات مانند تیر که از شست رها شده بر هدف مراد نشیند بیرون شده در حین غفلت برسنگر نامبرده خودرا رسانیدند نامبرده دست از پا خطا نکرده با چند نفری که در آنجا بودند استقامت و همت ورزیده بسیاری از ایشان را بضرب گله از پادر انداخت آن فرصت بيتان از برج و باره آنطرفی قلعه بتوپ و شهنگ و جزایر وتفنگ آن چند نفر رستم سیر را نشان ساخته دادمردی و مردانگی دادن گرفتند بهر داینکه بکوش ا لیام لیوش استماع افتاد بحسب حكم اشرف بندی ندادر داد که همگی لشکر مستعد و هو شیا رو چندرساله و دسته بكمك شريف خان مهمند روانه کار زار شوند خود بند گان مانیز عنان اشهب هرا پیش کشیده دید رکاب را از غبار قدوم میمنت لزوم روشن ساخته

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Vāqiʻāt-i Shāh Shujāʻ daftar-i avval, duvvum, az Shāh Shujāʻ daftar-i sivvum az Muḥammad Ḥusayn-i Hirāt-i, page 105. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1189/105 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1189/105
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record