Machine transcription
( ٤٠ )
هنگام خفتن چون نیش گزدم در پشت و پهلویش خلیده و در عالم
تنهائی جز با نك غول یاری و غمگساری نداشت شاعر در حالیکه از پهنائی
دشت و درازی راه در اندیشه فرو رفته بود و کران بیابان در نظرش
ناپیدا بود ناگهان آب هیرمند از کنار شهر به گوشش میرسد
و نزديك شدن شهر بست را به او غلام میکند. چون بست وبالاحصار
آن متصل مسیر رودخانه و فراز آبهای آن قرار داشت اول تر
نظر مسافر را جلب میکند و « منظر عالی شبه » از بالای دژ به نظر ش
میخورد. این « منظر عالی شبه » همان كوشك اختصاصی سلطانی
است که در بلند ترین نقطه بالاحصار قرار داشت. فرخی در حالیکه
دلش از مسرت ورود به شهر بست شاد و خرسند است نزديك
تر می اید و به کنارهای رودخانه هیرمند میرسد و مرکبان آب را که
همان کشتیهای اختصاصی شهر است روی آب می بیند و پالتنك
هرییکی را پیچیده به لنگرهای وزین چون كوه كبران مشاهده
میکند تا آنیکه از رودخانه میگذر د و در پیرامون آبادی های
شهر بست میرسد.
قرار یکه در صفحات بیشتر این اثر شرح دادیم شهر بست
ولشکر گاه ويك سلسله آبادی هائی که در فاصله ٦-٧ كيلو
متری میان این دو نقطه افتاده همه درسوا حل چپ مسیر
هیرمند روی پهنور دشتی واقع شده اند که در
متون ادبی و تاریخی اسم آن به ضبط های مختلف آمده واينك
فرخی آنرا درین قصیده غرا و شیوای خود در قالب وزن
وقافيه بنام (دشت لكان ) یاد کرده و به گمان بنده این ضبط
برهمه مرجح است . به شهادت بیهقی و در روشنی تحقیقات
امروزی میدانیم که لشکرگاه از بست يك فرسخ يا ٦ - ٧
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
