Machine transcription
(٣٩)
میگردد در دامان صحرا در دشت های بیکران بین دوشهر تاریخی
رنج ها دیده و آزار ها کشیده که شرح آنرا پایان تر از زبان
خودش خواهیم شنید. استاد فرخی در دشتهای سوزان سیستان
که روز در تابش آفتاب نیمروز چون کوره حداد گرم میشود
غالباً این مسافرت ها را شبانگاه انجام میداد و در حالیکه راه
دراز او را مانده وزله و خسته میساخت و خواب بر او چیره میشد
با عروسان سپهر و دختران آسمان سرگوشی و راز و نیاز
میکرد و در تخیلات بسیار بدیع شاعرانه آسمان ژرف و نهایت
تاریک سیستان چون دریای بیکران در نظرش جلوه میکرد
و ستارگان سپید را گاهی به کشتیهای سیمین و گاهی به جنگ
اورانی تشبیه می نمود که زره های پولادین و برگستوان پوشیده
و از میدان پهناور فلك مشغول آتشمباری باشند. فرخی شاعر شیوا
و موسیقی نواز هنرمند سیستان که در کارگاه دماغش هزاران
تشبیه و استعاره قشنگ و بکر موج میزند در حالیکه راه می پیماید
و چشمش بر صفحه لاجوردین آسمان دوخته است گاهی برگی
های نسترن پاشیده روی برگهای بید می بیند و گاهی دانه های
لؤلؤ بر پرنیان سیاه مشاهده می کند و به مجردیکه از آسمان تخیلات
فرود می آید و پیش پایش را می بیند بیابانی مشاهده میکند
و در عالم تنهائی در سهمگین راهی که فرازش ریزه سنگ سیاه
است پهن و دشتی می بیند که نشیبش را توده های ریگ روان فرا
گرفته ، ریگی که میدان دیو و خوابگاه اژدها است و سنگریزه
های آن بالین ببر و بستر شیر ژیان میباشد. فرخی شاعر بیابان گرد
درین صحرای بی پایان رنج ها دیده و آزارها کشیده گاهی
هنگام رفتن سنگ ریزه چون نیشتر در پایش فرو رفته و گاهی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
