Machine transcription
«۲۱۱»
رفته صورت وداع حاصل نمانید که داغ مفارقت بر دل ایشان نماند رعایای حیدر آباد تمام صغیر
و کبیر خاص و عام بموجب حکم پنر صاحب بهادر بجهت وداع امیران ممدوح رفتند بعاینه حالت
پر ملالت امیران زار زار بگریستند و اشک حسرت از دیده عموما لم میریختند از آنجا که بموجب
تنگ چشمیهای روزگار بیوفائی و موافق ضابطه سپهر نیرنگ طراز ون گلشن هر آفتابی افسرده دم
سردی خزان اد باری و کرگ تیز چنگال ذلت و اضطراری در کمین غرت و اعتباری است نظر
بران امیران سند از تقدیرات الهی ترک ریاست سند و دیار و عیال و اطفال نموده بچشم پر آب و دل
کباب روانه ملک انگلستان شدند چون امیران موصوف داخل ممبئی گردیدند جناب نواب مستطاب
گورنر فرمان فرمای ممبئی کپتان بروس صاحب بهادر افرئیس و کپتان اولیور الحب صاحب
مجیستریت والی صاحب سکرتری متفاهما بجهت راستقبال امیران ممدوح تا لب دریای شور مع چهارث
دواسپه به بندر بالوی فرستاده اسکوت صاحب سکرتری از میر نصیر خان دست گرفته از کشتی
بر کنار فرود آورده درین اثناء بروس صاحب بهادر روبروی امیر ممدوح آمده سلام داد امیر
مذکور صاحب ممدوح جواب سلام داده فرمود که من این صاحب را میشناسم که در سنه ۱۸۳۸
عیسوی در دربار من حاضر آمده بود صاحب مذکور جواب داد که در آنوقت ماشاءالله ایشان
هم جوان و سرخوش شادباد و شاداب و وانی بودند الحال از گردش زمان باعتجار بسیار ضعیف
و لاغر شده اند امیر موصوف باز فرمود که من در طریق دوستی ایشان و کمال خوش محبت ایشان
در اینجای آمده ایم باز صاحب جواب داد که استیلای الف ومحبت نمایان بحدی بود که ایشان
را کش نموده چون کهربای درینجای رسانیده في الجمله بغير این همه اختلاط ها امیر موصوف
بسواری چهارن دو اسپه سوار گردیده ترك سواران پیش و پس برکاب میر ممدوح حاضرو دور
دور کنان امیر را بکشانه اهواز آورده و در ایوان خاص گورنر صاحب فرود
آورده مهمان نمودند بعد از چند روز امیر مذکور را در مقام دمدمی که نزديك كلكته
میباشد در آنجا مقام استراحت مقرر نمودند و میر شهداد خان را در قاصد پورت صورت
آرام دانند و میر رستم خان را در مقام حاسیو که متصل شهر پونه میباشد سکونت پذیر
نمودند و مبلغ پانزده هزار روپیه عوض مشاهره از سرکار با میران ممدوح عنایت شده
چون امیران مذکور از غم ریاست آزاد و از هزارها افکار روزگار دیار هائی یافته
چند اوقات بارام و شاهد فراغت هم آغوشی داشتند لیکن حب الوطن من الايمان در سر
داشتند و در تدبیر رهائی خود و ملك خود بسیار کوششهای نمودند و انواع انواع
نوشتها نمودند و در ولایت لندن در کورت از اعتراخان پنر صاحب بهادر
جوابهای دادند و بعضی صاحبان انگریز در کورت از طرف امیران گفتگو ی
نمودند مطالب را باین حد رسانیدند که امیر محمد نصیر خان والی حیدر آباد را
محلوا حق باز بر مسند ریاست سند جلوس دهند در این ضمن خبر رسید که میر شیر محمد خان
طرف خراسان بجهت كمك لشكر نزد سرداران قندهار رفته است اما لبان انگلیسه
با صغا این خبر در شخص میر موصوف بسیار مداریر ادغینه در این عرصه از قضاء
کردگار امیر ممدوح در حالت صحت بدن مشغول نماز و اوراد بود که ناگهانی عارضه
سکته لاحق حال امیر موصوف شده بتاريخ ششم ماه ربیع الثانی سنه یکهزار و دوصد
وشصت و يك هجری مطابق چهاردهم ماه اپریل سنه یکهزار و هشت صد و چهل و پنج عیسوی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
