Machine transcription
است آخر شربت شهادت نوشیدند میگویند که محمد خان تهوره بسبب صلاح صاحبان انگریز
بهمراه لشکر میرشیر محمد خان آمده ملحق گردیده بود و در وقت طوفان بادریا روت خانه
میرموصوف را آتش داده تهوره مذکور و خان محمد خلف میر غلام علی تالپر و غلام محمد لغاری
کهویی و بالغمه اه(؟) گرفته فراری شدند در صورت مقرری نامبردگان تفرقه در لشکر میرموصوف
افتاده وشش ضرب توپ کلان در میدان رها گذاشته امیر موصوف پس پای گریز دیده
و در نصر پوررسیده آب نوشیده طرف میرپور مکان مالوفه رفته قبائل خود را پیشتر طرف
ریگستان روانه کرده بود مابقی اسباب هرچه که در دست و دائره مزبور کشیده روانه ریگستان
شده و از آنجا پس آمده داخل شهداد پور گردیده باز جمع آوری لشکر بلوچان نموده
اینقدر اسباب و سامان محاربه جمع نموده بود که از تعداد خارج که صورت هزیمت میرممدوح
در مرآت خیال بنظر نمی آمد و ضیغم همت میرموصوف چنان مستعد شکار افواج انگریز
گردیده بود که همه را صید سرپنجه اقتدار خودمی نمود وشیر شجاعت او نحوی در خشم آمده
بود که بروز پنجه ناخن شجاعت وبها دری اجسام احشام انگریز چون روباه می درانید
در این صورت میبرصاحب میرعلی مرادخان پاس استعداد واهانت صاحبان انگریز مدنظر
داشته از روی تدابیر صائبه وحکمت عملی میر احمد خان لگاری که مدبر شیر محمد خان بود و دیگر
سرخیل های لشکر که بانی بنیاد جنگ و فساد بودند همه را در دام ملازمت خود آورده ازمیر
شیر محمد خان متفرق ساخت هرگاه میر مذکور چنین حالت سران و سرکردگان لشکر خود معاینه
نمود ونوای مخالف از قانون موافقت رفقای که مدار المهام رزم بودند بگوش هوش شنید در ساعت
ساز جمعیت خود را شکسته شکست برشکست اختیار نمود و چون زبر و بینو اناله کنان روی در فرار نهاده
وبعد هزیمت میرموصوف سواران فوج انگریز در تعاقب میر موصوف افتادند بعضی سواران
بطرف قلعه عمر کوت و برخی جانب شندره الهیار رفتند لیکن میر ممدوح ترسیده مواو از مکان بلال
نزديك نهنه هبور دریای نموده بسمت شمال روانه گردید از آنجا که هزیمت میر موصوف اگرچه
از تقدیرات الهی منصور لیکن بموجب تدبیر میر صاحب میر علی مراد خان توان گفت و عالیجاه
میر شاه محمد خان برادر میرشیر محمد خان که برای جمع آوری لشکر سبستان رفته
بود اوهم پیش از هزیمت میر شیر محمد خان از فضای کردگار بدست لشکر انگریز گرفتار
آمده که عالیجاه الف خان افواج انگریز بهمراه خود برداشته تا کهالی برمیر مذکور افتاده
خوب مقابله نمودند و از طرفین کشت و خون واقع شده آخر لشکر میر مذکور شکست خورده
و خود میرشاه محمد خان مجروح گردیده آخر زنده اسیر و دستگیر نموده جانب حیدر آباد بخدمت
پترصاحب بهادر فرستادند که صاحب ممدوح او را در جهاز دودی انداخته روانه بمبعی نمود چون میر
مذکور بتاریخ هشتم ماه جمادی الاول سنه یکهزار و دوصد و پنجاه و نه هجری گرفتار گردیده
پتر صاحب بهادر بعد هزیمت میرشیرمحمد خان وارد حیدر آبادشده امیران حیدرآباد هريك
میر محمد نصیر خان وخلفاش ومیرمیر محمدخان ومیر صوبدار خان ومیر شهدادخان وامیران
خیرپور میر رستم خان و میر نصیر خان بسواری جهاز دودی روانه ممبعی نمودند و در روز رفتن امیران
حیدرآباد پتر صاحب بهادر به تمام رعایای و مهاجرین حیدرآباد حکم داده که امیران سند
حاکم شمایان بودند حالا بحسب قسمت ایامور دبرای سیاحت ملك انگلستان میروند شمایان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
