Machine transcription
«١٥٥»
در بیان آنکه بعد پانزده روز عالیجاهان عبدالله خان وامین الله خان غازیان
ده هزار لشکر جمعیت همراه خود گرفته نزديك قلعه رفته بنای جنگ نمودند
غازی قلم نصرت رقم درغزای این مهم چنین نگارش میدهد که بعد از پانزده یوم
عالیجاهان عبدالله خان وامین الله خان معه ده هزار لشکر نصرت پیکر همه سواران جرار
کرار همراه خودها گرفته زیرقلعۀ مکنا تن صاحب بهادر رسیده بنای مورچه ی جنگ
برپای نمودند یکبار گی شلك تفنگ های برقلعه نمودند جنرال سیل صاحب بمعا ینۀ این
حالت ازخدمت وزیر اعظم مکنا تن صاحب بهادر اجازت رخصت رفته معه شش کمپان ...
وسواران رساله از قلعه برآمده برسر کوه که عالیجاهان مذکور دیره اقامت داشتند
جلود ریز گردیده هر گاه غازیان نصرت توامان فوج انگریز را از دوردیدند شمشیر های
خون آشام ازنیام کشیده بر فوج مذکور ناچار ناچار یا ذوالجلال گویان حمله آورده
آتش جنگ شعله ور گردیده غازیان آن ها را زیر تیغ بیدریغ کشیده داخل فی النار
والسقر نمودند سواران فوج انگریز چون غلبۀ غازیان ملاحظه نمودند دست حیات
ازجان شسته طوعاً وكرهاً برغازیان حمله آوردند وقدر دوساعت بازار مقابله و مقاتله
گرم بود آخر غازیان پس پای شده وسواران فوج انگریز توپ های غازیان را بدست خود
آوردند از آنجا که درین جنگ شش کامپتان .... طعمۀ تیغ بیدریغ غازیان شدند باقی
سواران رسالۀ فوج انگریز هندوستانی همت وجوان مردی نموده فتح این جنگ
نمودند جنرل سیل صاحب بهادر ازشجاعت وجوان مردی سواران مذکور نهایت خوشوقت
گردیده هريك را بمقدار مرتبه انعام ازسر کار اعطای نمود چند روز باز دفع فساد
گردیده روزی بصاحبان انگریز خبر رسیده که غازیان جلادت نشان در مکان ماه رو
آمده علم اقامت زده ساکنین آنجا را میزنند و میکشند چون مکان مذکور طرف
مشرق متصل کابل بمفاصلۀ يك کروه بالای کوه میباشد چون وزیر اعظم مکنا تن صاحب
هر گاه خبر مذکور شنید بسیار خائف گردیده به جنرل سیل صاحب بهادر گفت که
هر گاه غازیان درمکان مذکور استقامت گرفتند پس دفع کردن آنها بسیار مشکل
خواهد شد هما نوقت پنج پلتن ... سواران هندوستان ازرساله نو بهمرکابی جنرل
سیل صاحب مقررنمود مامور مکان مذکور کرد و در آن روز عالیجاه عبدالله خان در شهر کابل
تشریف داشته چون جنرال صاحب ممدوح معه فوج انگریزی به مکان ماه رو رسیده
باغازیان نصرت توامان آتش مقابله برافروخته بردن اتواب پرداخته چون صدا های
اتواب رعد خروش در کابل بسمع عالیجاه عبدالله خان رسیده گفت امروز جنگ
عظیم واقعست هماندم پیش عالیجاه شمس الدین خان که او کار آزموده و گرم وسرد
روز گار دیده و چشیده بود رفته جنگ مشورت جنگ را در نوای آورده مستعد مکان
مذکور شدند لیکن غازیان نصرت کیش وبها دوران فتح اندیش که در مکان مذکور
فروکش بودند بهمراه افواج انگریزان درمقابله و مقاتله پرداختند تا مدت دو پاس
نوایرۀ جنگ وجدال شعبه ور بود صدهای ازغازیان شربت شهادت نوشیدند وغم دنيا وما
فيها فراموش کردند وهزار های مجروح وصدهای درزدو کوب راه عدم گرفتند و فوج
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
