Machine transcription
حکم شمشیر ها از نیام کشیده وعلم ساخته جانب کوه بر غازیان افغانان حمله آوردند
چون نزديك رسیدند غازیان جلادت نشان بر اسپان سوار گردیده وقاتعه خوانده شمشیر
های آبدار از غلاف برآورده یا چار یار یا چار یار کنان و بزبان صدق ترجمان گریان
از بالای کوه بزیر آمدند و مانند دود در آتش جنگ پیچیدند در یکدم صدها از افواج
انگریز علف تیغ بیدریغ غازیان شدند فی الواقعه داد شجاعت ومردانگی که غازیان
درین جنگ نمودند توصیف آن از تقریر زبان و زبان قلم بیرون است و فوج انگریز
بهادر نیز از جلادت ودلیری قصوری نکردند که بسیاری از غازیان طعمهٔ نهنگ شمشیر
آنها گردیده جرعه نوش بادهٔ شهادت شدند وهزار های مجروح و سرخ روی گردیدند
آخر غازیان از میدان رزم پس پای شدند وجانب کوهستان رفتند افواج انگریز بهادر
بعد این فتح ابواب مسرت وابنهاج بر چهرهٔ حال خود مفتوح ساخته آمده داخل قلعه
شدند روز دوم هر گاه مبارز آفتاب پای تبور و ضیای در میدان سپهر گذاشته باز
عالیجاهان عبدالله خان اچکزئی وامين الله خان لوگری در باب غارت نمودن گدام سرکاری
با هم مشورت نموده معهٔ جمعیت لشکر ظفر پیکر برسم ایلغار بر گدام رسیده با محافظین
گدام معارکه آرای شدند از بس آواز تفنگ های گویای نمونۀ محشر بر پای گردیده
آخر غازیان نصرت مند ویلان همت بلند یکبارگی بر فوج انگریز حمله آورده
بسیاری را رهگزای مطوره نیستی نموده تمام اسباب گدام از جنس غله و غیره همه
در حیز تاراج آوردند عالیجاهان مذکور بعد حصول این فتح فیروزی تشریف فرمای
يك قلعۀ که متصل قلعۀ شاهی بود گردیده سامان گدام مغروته در آن قلعه نگاه داشت
بلا فرصت طرف قلعۀ صاحبان انگریز گوله های تفنگ زدن گرفت هرگاه صاحبان
انگریز دلیری وشجاعت از غازیان ملاحظه نمودند نهایت درشطه رحیرانی آمدند جنرال
سیل صاحب بهادر که مرد دانا و بهادر بود پیش مکنائن صاحب بهادر رفته عرض کرد
که اگر حکم باشد که بعالیجاهان مذکور جنگ نموده قلعه را گرفته شود
صاحب ممدوح حکم جنگ داد بعده جنرال سیل صاحب بهادر فوج ظفر موج بهمراه
گرفته طرف قلعۀ مذکور رفته اولاً بعالیجاهان مذکور پیغام فرستاد که مناسب همین
است که قلعه را خالی نمایند والا بزور جنگ قلعه را تسخیر نموده خواهدشد عالیجاهان
مذکور گذاشتن قلعه را ناگوار دانسته زیاده از سابق اقامت پذیر گردیده در این صورت
صاحب بهادر از هر چهار طرف قلعه را محاصره نموده برجهای قلعه را بضرب اتواب چون
کاغذ بادی برباد داد وازهر چهار طرف قلعه را گوله های زدن گرفت عالیجاهان مذکور
از روی مصلحت بعوان مردی و همت از قلعه بیرون برآمده مقابله کنان متوجه کوهستان
گردیدند از آن بعد فوج انگریزان داخل قلعه شده نقارهٔ فتحمندی بلند آواز نمودند
و تمام اسباب گدام که غازیان بغاوت آورده بودند دستیاب شدند وزیر اعظم مکنائن
صاحب بهادر از شجاعت وحسن تدبیر جنرال سیل صاحب بهادر بسیار خوشوقت گردیده از روی
انصاف خلاع فاخره بصاحب موصوف عنایت نمود واز این فتح فیروزی ابواب نشاط و اسباب
انبساط بر چهرهٔ حال صاحبان افواج مفتوح و آماده گشت بعد این فتح مدت پانزده روز
در گلستان شهر کابل گلهای امن وامان از نسیم آرام متبسم شدند وخار شر و فساد در پای
استراحت احدی و فردی نخلید و کسی از سرکشان غازیان سرسرکشی از گریبان فساد بالانک็ردند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
