Machine transcription
(106)
انگریز خارج از تعداد در آتش جنگ سوختند چنانچه میدان جنگ پر از نعش ها گردیده
دریا های خون جاری شدند آخر غازیان از میدان رخ تاب گردیده جانب عاليجاه عبدالله
خان غازی که در کابل بود پیغام فرستادند که فوج انگریز ان استیلای آور ده رسیدن
ایشان ضرور است عالیجاه مذکور بمجرد شنیدن این پیغام هماندم با تفاق عالیجاه
شمس الدین خان از کابل سوار گردیده خود را در میدان مصاف رسانیده بازغازیان
را که پس پای شده بودند جمع نموده بر افواج انگریز حمله آوردند هزار های از فوج
انگریز پای مال سم اسپان غازیان جلادت نشان وعلف شمشیر بران گردیدند در این گیر
زار قتل عام افواج انگریز شده توپهای انگریزان تماما بدست غازیان افتاد از هر طر
که غازیان شمشیر ها کشیده الله اکبر گفته رخ طرف لشکر انگریز می نمودند آنها
تاب مقاومت نیاورده روی در فرار می نهادند واز بدت رمیده خود چون آهوی رمیده می
گریختند وغازیان نصرت انجام و پهلوانان فتح فرجام نعرهای بالله زده با افواج انگریز
میگفتند که میگریزید ای قوم نابکار لیکن فوج انگریز هرگز در مقابله غازیان
هوس مقابله نکردند هرگاه وزیر اعظم مکناتن صاحب این حالت شکست فوج انگریز
ملاحظه نمود از روی هوشیاری تمام توپهای که در قلعه بودند همه را بر قلعه سوار نموده
یکبارگی شلک اتواب طرف لشکر غازیان نموده از قضاى کردگار در این صدمه
عالیجاه عبدالله خان غازی زخمی شد لیکن میدان جنگ از لشکر انگریزان خالی
گردیده و عالیجاه مذکور بعد هزیمت فوج انگریز مظفر ومنصور بكمال خوشوقتی معه
غازیان نصرت توامان مراجعت نموده داخل شهر کابل شد بعد از ده روز عالیجاه ممدوح
سبب خوردن زخم کاری جان بجان آفرین داد انالله وانا اليه راجعون .
چون عالیجاه ممدوح عجب بندهٔ خالق العباد بوده که از روی حمیت ایمانی وغیرت
مسلمانی بجهت تحصیل رضای یزدانی بکمال طوعيت و تاکید عزیمت در معارک نصارا
کوشیده و لباس استقامت در میادین شجاعت وشهامت پوشیده وآب شمشیر بران مثل آب
باران بنوشید و گوی سعادت جاودانی وراحت دوجهانی بقوت ایمانی از میدان شجاعت
وجلادت بر بوده و در ریاض جنان وروح ریحان در جوار ملك المنان جریده در سلك عباد
مقربين وجماعهٔ سابقين از بنده گان خاص و مقبولان ذوالاختصاص منسلک گردیده .
در بیان آمدن سردار محمد اکبرخان غازی از بخارا و رسیدن در کابل
و ملاقات نمودن بعالیجاه مكناتن صاحب بهادر و کشتن او
اکثیر نامدار قلم شجاعت رقم به جوش انامل تحریر بر حضاراین مدعای کابل
[ILL] را چنین در تصرف بیان می آرد که در سنه یکهزار و دو صد و پنجاه هفت هجری سردار
محمد اکبر خان خلف الصدق امیر بی نظیر دوست محمد خان بعد رفتن امیر جانب
هندوستان و وقوع جنگهای سرداران کابل بافوج انگریزان بوساطت علمای بخارای
شریف از قید شاه نصرالدوله والی بخارا معهٔ رفقای رهایی یافته وبخلاع فاخره سرفراز
گردیده از آنجا روانه کابل و رفقای سردار موصوف پیشتر داخل شهر کابل شدند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
