Machine transcription
«۹۷»
دیوان دلیری و مطلع قصیدهٔ بهادری بودند هرگز سزا وار قتل اینچنین جنگ نبودند
لیکن با تقدیر رب قدیر چه تدبیر بهر صورت بقیّهٔ لشکر بلوچان تاب مقاومت نیاورده
طرف دریای رخ نهاد فرار شدند نهنگان قلم دریای رقم در بحر این مدعای چنین
غوطه بیان میدهد هر گاه لشکر بلوچان از مقابلهٔ عساکر فیروزی مآثر اولیای دولت هزیمت را
غنیمت دانسته بهجوم بر کشتیهای گدر دریای آوردند عالیجاهان میر مبارک خان و میر جنگی خان
بفرموده شاه در مقام لوهری دائر بودند چون از که گیری اسب هزیمت بلوچان مطلع
شدند چون گرداب در پیچ و تاب آمده از موج خفگی حکم بر مسدودی کشتیهای معابر
دادند که احدی از بلوچان را نگذارند که عبور دریای کنند بلوچان بیچاره دل داده هوش
باخته در دو شکنجه آب و آتش گرفتار آمدند از یکطرف حدت آتش جنگ سردار سمندر خان
شعله ور وطرف دیگر آب دریای موج زن هر گاه از تاب آتش جنگ سردار مذکور
جانب دریای میآمدند از مسدودی کشتیها کدر راه عبور نیافته از خوف تعاقب سردار
موصوف غرق دریای میشدند واگر طرف مکه پس میآمدند هر آئینه در آتش جنگ
سمندر خان سمندر وار جای میکردند لشکر بلوچان از واهمه لشکر او لیای دولت
بلاشعاعی خودها را در دریای میانداختند و بدست خود خودها را غرق دریای مینمودند
و بعضی بلوچان از حدت آتش جنگ لب خشک در آب دریای تا بعنق ایستاده آب آب
میگفتند واز بیهوشی با وجودیکه در آب بودند آب را میدیدند وبرخی از بلوچان ملاحان
و کشتیبانان عجز وزاری میکردند که برای خدای عبور دریای کنایند وبسیاری بلوچان دم اسپان
گرفته در دریای میافتادند و بکنار نارسیده معهٔ اسپان غرق دریا میشدند واکثری از بلوچان
خرچین رخت خود را در میان فراخی پیچیده و بر آن ریسمان بسته چون تور ساخته و مانند
مشک بران سوار شده دست زنان میرفتند هر گاه رخت تر میگردید و در دریای فرومیرفتند
وغرق میشدند هرگاه عالیجاهان میر مبارک خان و میر جنگی خان دیدند که لشکر بلوچان
بالکل استادگی ندارند وغرق دریای میشوند بعده حکم معابر کشتیها بلاحان دادند
و بلوچان بر کشتیها اینچنین هجوم آوردند اگر کسی ملا حان لجهٔ مطول شان گرفته
کش کشان داخل کشتی مینمودند با آنهم از خود خبری نداشتند چون اینچنین طوفان
هزیمت بلشکر بلوچان روی داده که از تقریر وتحریر خارج است بعد از هزیمت بلوچان
عالیجاه نواب احمد خان لغاری که با رهبگناو سید میان غلام مرتضی شاه وسید کاظم شاه
بوده عبور دریای نموده زیر قلعه رسیده بکنار دریای گهرای فروکش و ازغم والم یاوران
همکعاران خود اشک حسرت از دیده تاسف میریخت و دست افسوس بهم میمالید و محاسن
شریف را باین همه درازی میلرزانید و در مقابلهٔ اعدای قدمی پیش نمیرفت وفتح محمد خان
غوری و محبت خان مری وغیره که در تاله لاله و آه پنهان بودند بعد انطفای نوایرهٔ جنگ
از ناله مذکور چون مردگان سراز دخمهٔ گورستان بیرون کشیده یمین و یسار نگاه
کنان هراسان افتان و خیزان دوان دوان خودها را بر کشتی رسانیده عبور دریای نموده
داخل لوهری شدند و شکر حیات تازه بدرگاه حق جل وعلی شانه بجای آوردند و عالیجاه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
