BrowseNavā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī → page 110

Page 110

Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī · pages 1–251


Page image — the source of record

Scanned page 110 of Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī

Machine transcription

روانه وطی منازل سه چهار گروهی آهسته آهسته توقف کنان واز عاقبت کار هراسان که آیا شاهد فتح ونصرت بكه رخ نماید در عرصهٔ هفت هشت یوم وارد ده جعفر آباد گردیده لشکر امیران خیرپور که خارج از تعداد بود از روی فریب بازی که الحرب خدعة اكثری در ناله لاله واه که متصل سهکه است چون خرگوش خود را خوا با نیده پنهان نشستند وتفنگ های اجل بدست خودگرفته منتظر آواز ملك الموت بودند عالیجاه سمندر خان چون بوئی فتیلهٔ تفنگ فریب بازی لشکر امیران برده بوده قدمی پیش جانب سهکه از شاه راه نگذاشته از روی تدابیر فرزانه لوای مبارك لشكر خود را در مقابلهٔ لشکر امیران بمسافت نیم کروه برسر درختان نصب نموده وجزوی لشکر خودرا در آنجا گذاشته که طنبور وطبل های جنگ در آنجا می نواختند چنانچه بر لشکر امیران معلوم شود ویقین دانند که جیوش شاه در زیر لوای صف آرائی نموده استاده اند و از آن غافل که برق بلائی از طرف دیگر بر خرمن حیات آنها از آسمان اجل می افتد عالیجاه سمندر خان بعد این همه تدبیر آهنه و پر علم هائی جنگ بر درختان جنگ نصب نموده خود برهنمونی کسان واقف کاران سرزمین معهٔ جمعیت قدری سواران و پیادگان و دو عرابه توپ به آهستگی تمام که صدائی پای بسر گوش هم نرسد بطریق عیاران از راه کوه آدم شاه که روزهاول نشود این آیه کریمه ( ویسفك الد ماء ) بنام آدم صادر است برسرکوه آدم شاه بهزار شدت سوار شدند ودوعرابه اتواب را نیز بر سرش سوار نمودند این آدم نشد بلا شد بعده یکبارگی بغتةً بر لشکر امیران که سران وسر کردگان همه خیام هائی گلگون چو کین برلب دریائی مغرب ساخته غافل نشسته بودند وتماشائی امواج دریائی می نمودند واز اجرائی آب عبرت می گرفتند چنانچه . بر سر جوی نشین وگذر عمر ببین کاین اشارت زجهان گذران مارا بس که در حین عبرت از سر کوه آدم شاه وشلك اتواب متواتر از جانب سردار موصوف شعله ورگردیده چندین خیام واسپان و آدمان از ضربا ضرب اتواب چون کاهــه بادی سرهوا پریدند هرگاه سران وسر کردگان لشکر امیران چنین شعلهٔ ناگهانی بدیدهٔ بیخبری ملاحظه نمودند سررشتهٔ احتیاط را از دست هوش داده چون سیماب در بوتهٔ حیرانی بی قرار ومانند موج درپیچ و تاب اضطراب آمدند ومثل دیدهٔ حباب حیران این واقعه ها گردیده از عدم حفاظت کوه آدم نادم ومستعد مقابله ومعامله شدند هر یك از لشکر امیران بی تربیت روی سوی خود نعره دم بها والحق زنان بشایر مقابله رخ نهاد کوه شدند وعالیجاه سید میان غلام مرتضی شاه که چون کوه الون بود از بس نشهٔ بادهٔ غرور وبی پروائی درین صورت هیچ تعمل نکرده بر اسپ اجل سوار گردیده خودرا با سلاح آراسته و بروت هارا تاب داده معهٔ عملهٔ خود روانهٔ میدان جنگ وبوقت رفتن بیاران و رفقای خود که هم نواله وهم كاسهٔ محبت واتحاد بودند روی گردانیده ومخاطب شد . كه اينك مشت مرغان را گنجشك مثال که عبارت از لشکر اولیای دولت می باشد به حملات دلیرانه و بهادرانه از سر کوه پرانیده مظفر ومنصور پس می آئیم و عالیجاه سید محمد کاظم شاه که یار وفادار او بود هر گاه چنین تعجیل کاری سید میان غلام مرتضی شاه را معاینه نمود

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī, page 110. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1183/110 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1183/110
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record